۱۳۹۲ آذر ۱۴, پنجشنبه

از ديكتاتوري بسوي دموكراسي (Dictatorship to Democracy)



(قسمت اول): آزادي از طريق خشونت  و يا جنگهاي چريكي ؟

در سالهاي اخير بسياري از ديكتاتوري ها حال با ريشه هاي داخلي يا خارجي در مواجهه با مبارزات سازمان يافته مردم سقوط كرده و يا متزلزل شده اند. جتي مشاهده شده است كه ديكتاتوري هاي بسيار قدرتمند، ظاهرا رسوخ ناپذير و داراي بيشترين نيروي محافظ در برابر مقاومت مسالمت آميز هماهنگ سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم تسليم شده اند.

امروزه كشورهاي بسياري در حال تحول سريع اقتصادي، اجتماعي و سياسي هستند. با وجودي كه تعداد كشورهاي آزاد در دهه هاي اخير رشد داشته اما اين ترس هميشه وجود دارد كه در نتيجه اين تحولات سريع و بنيادين بعضي مناطق راه معكوس را در پيش گيرند و انواع جديدي از ديكتاتوري را تجربه كنند. گروه هاي نظامي، اشخاص جاه طلب، صاحب منصبان برگزيده و گروه هاي سياسي داراي ايدئولوژي هاي خاص، هميشه تلاش مي كنند تا عقايد و خواسته هاي خود را به ديگران تحميل كنند. كودتاها هميشه روي داده و در آينده نيز روي خواهند داد. براي بسياري از جهانيان هنوز حقوق بنيادين انساني و حقوق مشاركت سياسي پايمال مي شود و در آينده نيز پايمال خواهد شد. 

اكنون سوال اين است كه در اين شرايط چه بايد كرد؟ راه حلهايي كه در اولين قدم به ذهن ميرسند، غير قابل استفاده اند.قانون اساسي، قوانين قضايي و افكار عمومي غالبا به سادگي از طرف ديكتاتورها ناديده گرفته ميشوند. به صورت كاملا منطقي با مشاهده بي رحمي ها، شكنجه ها، مفقود شدن ها و كشته شدن ها معمولا نتيجه گرفته مي شود كه تنها خشونت مي تواند به ديكتاتوري ها پايان دهد!!! قربانيان خشمگين خشونت ها و اطرافيان آن ها گاهي علي رغم مشاهده عدم توازن قوا، تلاش مي كنند با جمع آوري و نظم دهي به نيروهاي مخالف دولت و تجهيز آن ها با تمام امكاناتي كه در اختيار دارند، عليه ديكتاتوري مبارزه كنند. اين مردمان با شجاعت مبارزه مي كنند و هزينه هاي مادي و جاني بسياري در قبال مبارزه خود مي پردازند. فضيلت اين مردم مثال زدني است اما اقدامات آنان تقريبا هيچ گاه به آزادي نمي انجامد. اين شورشهاي خشونت آميز تنها ماشه سركوبي بيشتر مردم توسط ديكتاتور را مي چكانند و توده ها را در وضعيتي بي دفاع تر از گذشته باقي مي نهند. به هر شكلي كه به مبارزه خشونت آميز نگاه كنيم يك نكته هميشه به چشم مي آيد. در صورت انتخاب خشونت به عنوان راه مبارزه پا به ميداني نهاده ايم كه ديكتاتورها در آن برتري دارند. ديكتاتورها هميشه خود را براي بكارگيري خشونت در مقياسي خارق العاده مجهز كرده اند. دموكرات ها هر چقدر هم كه دوام بياورند، در نهايت مجبور خواهند بود تا در مقابل حقايق خشن نظامي سر تسليم فرود آورند. ديكتاتورها تقريبا هميشه در سخت افزار جنگي، تسليحات، حمل و نقل و حجم نيروهاي نظامي برتري دارند و آزادي خواهان تقريبا هيچگاه، حتي با وجود ايمان اراده راسخ شان شانسي براي پيروزي نخواهند داشت.

وقتي كه شورشهاي آزادي بخش نظامي سنتي، غير واقع بينانه شناخته مي شوند، عده اي از مخالفين بر مبارزات چريكي پافشاري ميكنند. به هرحال جنگي چريكي تقريبا هيچ گاه فايده اي براي مردم تحت ستم نداشته و راهنماي دموكراسي نبوده است. مبارزه چريكي راه حل خوبي نيست، خصوصا به اين دليل كه در اكثر موارد منجر به صدمات بسيار زياد به مردم خودي مي شود حتي در هنگامي كه تئوري ها و استراتژي هاي دقيق درباره اهداف و آرمان هاي جنبش چريكي وجود دارد يا حتي اين جنبش از خارج پشتيباني ميشود، تضميني براي جلوگيري از بروز انحراف و خطا در آن وجود ندارد. جنگ هاي چريكي معمولا بسيار طولاني هستند و در بسياري از موارد، مردم غير نظامي با تحمل رنجهاي انساني و اجتماعي بسيار، توسط دولت مجبور به تغيير مكان مي شوند.

اگر هم جنبش هاي چريكي به پيروزي منجر شوند، رژيم تازه سريعا براي مقايله به مثل در برابر بازماندگان رژيم سابق، مستبدتر از آنان عمل خواهد كرد. اگر در نهايت پيروزي با چريك ها باشد، رژيم جديد به خاطر تمركز بسيار بالاي نيروهاي نظامي و ضعف يا نابودي گروه هاي مستقل اجتماعي و موسسات آن ها در طول مبارزه كه اعضاي حياتي جامعه اي آزاد هستند ديكتاتورمآبانه تر از حكومت قبلي خواهد بود. مخالفين ديكتاتوري بايد به دنبال راه حل ديگري باشند.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Thank you for your comment