۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

دومین خواننده لس آنجلسی هم به ایران آمد

امیر کاظمی معروف به سامان

به گزارش تیک، در طی سالهای اخیر خبرهای گوناگونی داشتیم از رفت و آمد خوانندگان لس آنجلسی به ایران. اولین خواننده‌ای که حضورش در ایران سر و صدای زیادی در رسانه‌ها به راه انداخت حبیب بود که سال ۱۳۸۸ به همراه خانواده به ایران مهاجرت کرد و به دنبال گرفتن مجوز آلبوم در ایران بود و مدت‌ها شایعاتی در مورد انتشار قریب الوقوع آلبومش و حتی اجرای کنسرت در ورزشگاه آزادی شنیده می‌شد که هیچکدام به واقعیت تبدیل نشد و هنوز که هنوز است بعد از گذشت چهار سال موفق به دریافت مجوز آلبوم نشده و مشخص نیست که بعد از این نیز بتواند مجوز بگیرد یا نه؟!

امیر کاظمی معروف به سامان جزو خوانندگان ایرانی غربت نشین می‌باشد که بعد از حبیب محبیان دومین خواننده ای است که طی سالهای اخیر به ایران مهاجرت کرد و به دنبال مجوز انتشار آلبوم است. سامان در مورد دلایل حضورش در ایران به خبرنگار آریا گفت: «من یک ایرانی وطن پرست هستم و دوست دارم در وطن خودم به فعالیت بپردازم. نه اهل کار سیاسی هستم نه مسائل دیگرحدود دو سال است در ایران زندگی می‌کنم و آلبوم جدیدم را نیز که شامل ۱۶ تراک می‌باشد در ایران ضبط کرده‌ام و امیدوارم این آلبوم مورد تایید وزارت ارشاد اسلامی قرار بگیرد. سال‌ها فعالیت هنری‌ام را در خارج از ایران کمرنگ کردم به امید روزی که بتوانم در کشور خودم به اجرای برنامه بپردازم و امیدوارم مسئولین عزیز و محترم مجوز فعالیتم در ایران را صادر نمایند تا بتوانم با آثارم در خدمت مردم عزیزمان باشم.»

سامان متولد ۱۳۴۶ شهر تبریز است که حدود شش سال پیش نیز مدتی در ایران به دنبال مجوز فعالیت بود ولی پس از آنکه موفق به دریافت مجوز نشد ایران را ترک کرد. ولی فعالیتش در خارج از ایران را نیز کمرنگ‌تر کرد چون امید داشت شاید مدتی بعد بتواند مجوز فعالیت در داخل کشور را به دست بیاورد.

گفته می شود سامان ۳۰ اسفند ماه ۱۳۹۱ ساعت ۲۳ در جزیره قشم کنسرتی را برگزار کرده است، در این برنامه وقتی حاضرین از سامان درخواست اجرای برخی از ترانه‌های قدیمی‌اش را داشتند با عذرخواهی از حاضرین خط مشی تعیین شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای این کنسرت یادآور شد، البته پس از آن هیچ مسئولی در مورد این برنامه اظهار نظری نکرد و مشخص نشد مجوز اجرای این کنسرت توسط چه نهاد یا شخصی صادر شده است.


 
 

استقبال تاجر ایرانی (رضا ضراب) از مقامات پلیس دوبی با روسپی ها

   
رضا ضراب به همراه همسرش - خواننده معروف ترک
 در حالی که بازداشت ها و برکناری مقامات ترکیه بخاطر مشارکت و دریافت رشوه برای پولشویی ۸۷ میلیارد یورویی رضا ضراب تاجر ایرانی تبار در ترکیه ادامه دارد، رسانه های ترکیه به برخی اعمال «غیر اخلاقی» ضراب پرداخته اند.

این جنجال که به برکناری ده وزیر دولت اردوغان، بازداشت دهها تن، از جمله خود ضراب و فرزند دو وزیر مستعفی ترکیه، همچنین برکناری و تغییر پست حدود هزار مقام پلیس و دادستانی منجر شده، کماکان ادامه دارد، بطوری که پنج شنبه ۲۶ دی ماه، دولت اردوغان دوباره دادستان ترکیه و پنج معاون وی را از کار برکنار کرد. یک هفته قبل از آن نیز رئیس پلیس ۱۶ استان از کار برکنار یا تنزیل درجه شدند.

اردوغان از اینکه پلیس و دادستانی از یک سال پیش در جریان این فساد مالی بوده و تحقیقات خود را پنهانی ادامه داده، به شدت انتقاد کرده و از روند نشت اخبار و مدارک به رسانه ها توسط مقامات پلیس اظهار نگرانی عمیق کرده است.

در آخرین مورد از نشت اخبار، بعد دیگری از فعالیتهای مالی رضا ضراب در رسانه های ترکیه منتشر شده است که نه تنها بخاطر جنبه های غیر اخلاقی آن تازگی دارد، بلکه رسما گستره این فساد مالی را به مرزهای خارج کشور کشانده است.

بر اساس اسناد شنودهای تلفنی این تاجر و نزدیکان وی که در رسانه های ترکیه، از جمله روزنامه «ملیت» منتشر شده است، پای مقامات پلیس دوبی نیز به ماجرا باز شده است.
هیاتی مرکب از چند مقامات ارشد پلیس دوبی، اسفندماه سال گذشته برای شرکت در کنفرانسی سفر رسمی به شهر استانبول ترکیه داشتند.

بر اساس شنودهای تلفنی پلیس که متن آن اخیرا در اختیار روزنامه ها قرار داده شده است، رضا ضراب برای استقبال از این مقامات و تلاش برای جلب رضایت و همراه کردن آنها برای فعالیتهای تجاری خود در دوبی، اقدام به مهیا کردن چندین روسپی برای این افراد در هتل کرده است.

روزنامه «اخبار» (هابرلر) ترکیه نیز به همراه روزنامه ملیت مکالمه تلفنی ضراب و سه تن از دستیاران وی برای مهیا کردن اسباب «مهمانی به شرف» مقامات پلیس دوبی را منتشر کرده اند.

در یکی از این گفتگوهای تلفنی که میان ضراب و دستیار وی، یوجل اؤزچیل، ثبت شده است، تاجر ایرانی از وی درباره روسپی هایی صحبت می کند که قرار بود به هتل محل اقامت مهمانان عرب برده شوند.

یوجل در این تماس تلفنی می گوید که همه چیز آماده است و قرار است ۱۵ خانم در هتل و کاباره آن نزد مهمانان باشند تا خودشان ۱۰ نفر از این خانمها را به دلخواه انتخاب کنند.
در این مکالمه همچنین ضراب درباره خانمی با اسم (یا لقب) «عرب» از دستیارش سوال می کند که یوجل جواب می دهد «آن خانم می گوید که ازدواج کرده و نمی تواند بیاید. گفتم بیا، ۱۵۰۰ دلار یا حتی بیشتر هم می دهم» و ضراب در جواب می گوید «۲۰۰۰ بده تا خوشحال شود».

این گزارش می گوید که پروسه ورود مقامات پلیس دوبی به هتل و انتخاب روسپی ها از میان ۱۵ تن در دوربینهای هتل ثبت گردیده و بعدا تحویل پلیس ترکیه شده است.

بر اساس این گزارشها، شش ماه بعد از این حادثه، گفتگوی تلفنی ضراب با دستیار دیگرش عبدالله حپانی درباره راه اندازی شرکتی در دوبی ضبظ شده است. در این مکالمه حپانی می گوید که «باید شرکتهایی در دوبی و خارج از آن راه اندازی کرد، یک شرکت داریم که روزانه ۳۰ میلیون سود می دهد، اما معلوم نیست تا کی بشود فعالیت آن را ادامه داد».

رضا ضراب در زمان دستگیری




گزارش تکان دهنده ای از کمسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی

کمیسیون اصل 90 مجلس


"چند نفر هزاران میلیارد تومان به بانک‌ها بدهکارند"


به گفته سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس ۳۰ نفر مجموعا بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان بدهی بانکی دارند. افضلی‌فرد می‌گوید باید به جای فشار آوردن بر کسانی که پنج میلیون تومان از بانک وام گرفته‌اند، سراغ این افراد رفت.

منبع: 

عفو بین‌الملل: ایران ۴۰ نفر را ظرف دو هفته اعدام کرده است

حکومت ایران از اول ژانویه ۲۰۱۴ اعدام ۲۱ نفر را تایید کرده است

بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل تنها در یک هفته گذشته ۳۳ نفر در ایران اعدام شده‌اند.
به گفته این سازمان، از اول ژانویه ۲۰۱۴ (۱۱ دی ماه) اعدام ۲۱ نفر به‌صورت رسمی توسط حکومت ایران اعلام شده است و گزارش‌های موثق هم اعدام ۱۹ نفر دیگر را تایید می‌کند که در مجموع شمار اعدام‌ها از ابتدای سال جاری میلادی را به ۴۰ مورد می‌رساند.

احکام بیشتر اعدام‌ شدگان در ارتباط با پرونده های مواد مخدر صادر شده بود.


حسیبه حاج صحرایی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین‌الملل در این‌باره می‌گوید: "شمار زیاد اعدامیان ایران در این ماه نگران کننده است. در حالیکه ایران شمار اعدام ها را افزایش داده، تلاش این کشور برای تغییر وجهه بین المللی خود بی‌معناست."
ژانویه ۲۰۱۳ اعدام در یک استادیوم ورزشی شهر سبزوار باعث اعتراض فعالان حقوق بشر شد


خانم صحرایی از ایران خواسته است که هرچه سریع‌تر مجازات اعدام را ملغی کند.

سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید از ابتدای سال جاری میلادی دست‌کم یک حکم اعدام در تاریخ ۱۳ ژانویه (۲۳ دی) در سیرجان، استان کرمان، در ملاء عام اجرا شده است.

براساس کلیک اعلام کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران آمار سرانه اعدام سالیانه بیش از هر کشور دیگری در جهان است. در سال ۲۰۱۳ بیش از ۴۰۲ نفر در ایران اعدام شدند که ۵۳ مورد از این اعدام‌ها در ملاء عام بوده است.

براساس آمار سال ۲۰۱۱ این کمپین، جمهوری اسلامی در آن سال ۶۰۰ نفر را اعدام کرد که از نظر کثرت اعدام‌ها در جهان، در رده دوم پس از جمهوری خلق چین با یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون جمعیت قرار داشت و گفته شده است که ۸۱ درصد از این اعدام‌ها به جرایم مرتبط با مواد مخدر، از جمله استفاده شخصی از این مواد ارتباط داشته است.

منبع خبر: 




۱۳۹۲ دی ۲۳, دوشنبه

ادامه «سگ کشی» در تهران(More dogs killing in tehran)



سگ کشی در تهران


احمد فیاض، مشاور رییس انستیتو پاستور ایران اخیرا از کشتن سگ‌های ولگرد به شدت انتقاد کرد.

او به خبرگزاری ایرنا  گفته است، مسوول اصلی جمع‌آوری سگ‌های ولگرد در خیابان و کوچه‌ها شهرداری است، اما کنترل سگ‌های ولگرد با کشتن شبانه آنها انجام می‌شود.
به گفته او دست‌کم یک میلیون قلاده سگ ولگرد و بدون صاحب در کشور وجود دارد که باید عقیم شوند نه اینکه با سلاح گرم کشته شوند.

به گفته مشاور رییس انستیتو پاستور ایران، کشتن این سگ‌ها که ممکن است ناقل بیماری باشند، از نظر بهداشتی نادرست است و با ریختن خون این حیوانات و رها کردن لاشه آنها، بیماری‌ها منتقل می‌شوند.

رادیو فردا با هومن مُلوک‌پور، جراح و دامپزشک در تهران درباره روش مناسب عقیم‌کردن این سگ‌ها گفت‌وگو می‌کند:

درهمه جای دنیا مشارکت مردمی، همراه با  شهر داری‌ها است که از طریق ان. جی. او‌ها، و تعامل  شهرداری‌ها با آنها شکل می گیرد.

 شهرداری ها مکانی را در اختیار این ان. جی.او ها می‌گذارند، افراد داوطلب، پزشک‌ها و دامپزشک‌های داوطلب یا کسانی که در این کار سر رشته‌ای دارند می‌آیند و جمع می‌شوند و با وسایل خاصی که دارند آن‌ها را می‌گیرند منتقل می‌کنند به فضایی که تعبیه شده و عقیم می‌کنند و واکسن می‌زنند. دوباره آن‌ها را‌‌ رها سازی می‌کنند و کنترل می‌کنند، از طریق قلاده و گوش آن‌ها و یا آنکه آن‌ها را نگه داری می‌کنند تا صاحبی برایشان پیدا کنند.
سگ کشی درشهر

   این خیلی انسانی‌تراز آن است که آن‌ها را بکشند با این روش هم جمعیتشان زیاد نمی‌شود و رشد جمعیتی آنها کنترل می‌شود چون تزاید نمی‌کنند، درباره سگ و گربه هم یکسان است و فرقی نمی‌کند.

قبل از آن هم باید برای مردم فرهنگ سازی شود، بدین ترتیب که باید به مردم گفت که این حیوانات خطری برای انسان ندارند، چراکه هم واکسن خورده‌اند و هم عقیم شده‌اند و بنابراین خطری ندارند.

- گفته می‌شود که سگ‌های ولگرد در جاهایی که رفت و آمد دارند، می توانند باعث به وجود آمدن بیماری‌های مشترک انسان و حیوان شوند. آیا فکر می‌کنید با وجود آنچه که توضیح دادید مثل واکسن زدن، عقیم کردن سگ آیا می‌تواند این احساس را به وجود آورد که حیوانات ناقل بیماری نیستند و رابطه مردم با آن‌ها بهتر شود؟

متاسفانه مشکل مضاعفی که در اینجا داریم این است که سگ در دین ما نجس محسوب می‌شود و این موضوع از زمان کودکی این آموزش داده می‌شود سگ نجس است یا هاپو می‌آید و می‌خورد و کودکان را از سگ می‌ترسانند. وقتی این ذهنیت ایجاد می‌شود، من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین عامل حیوان آزاری در ایران هم این موضوع باشد که برای کودکان در مورد حیوانات به خصوص سگ و همینطور گربه فرهنگ‌سازی نمی‌شود.

-فکر می‌کنید با افزایش تعداد این سگ‌هایی که اسمشان را سگ‌های ولگرد گذاشته‌اند، واکسن زدن و عقیم کردن آنها هزینه بیشتری داشته باشد یا کشتن آنها، چرا ترجیح داده می شود که یان سگ‌ها را بکشند؟

کلا چند سال پیش با شهر داری صحبت کردیم و قرار گذاشتیم تا ما تیمی را درست می‌کنیم بدون آنکه پولی از شما بگیریم، این‌ها را عقیم سازی می‌کنیم و فقط شما نگه داری کنید. من نمی‌دانم در ازای کشتن هر کدام از این سگ ها چه مبلغی را به شرکت های خصوصی که این کار را انجام می دهند،  پرداخت می‌کنند.

اما به هر حال بعد از عقیم سازی، حیوانات نگهداری لازم دارند و غذا می‌خواهند، ولی نباید چیزی بالا‌تر از این باشد که برای کشتن آنها پرداخت می‌شود.

-آقای ملوک‌پور! آیا این روش کشتن سگ‌هایی که به آنها سگ‌های ولگرد گفته می‌شود، روش شایعی است و در سایر کشور‌ها هم این اتفاق می‌افتد؟

بله. کشتن سگ‌ها را در جاهای دیگر دنیا هم داریم، اما همین کارهای لازمی را که گفتیم برایش انجام می‌دهند از سگ نگهداری می‌کنند ولی به آنها زمان می‌دهند مثلا می‌گویند این سگ تا شش ماه فرصت دارد صاحب پیدا کند اگر نکرد جایش را برای سگ‌های دیگر خالی می‌کنند و سگ را معدوم می‌کنند اما به روش انسانی تری اینکار اتفاق می‌افتد اول با دارو، حیوان را می‌خوابانند و از طریق دارو قلبش را از کار می‌اندازند، به طوری که حیوان زجری نمی‌کشد، از طرف دیگر جسد حیوان را می‌سوزانند که باعث آلودگی محیطی نداشته باشد.

 در این روش کشتن با تفنگ، سگ مفقود می‌شود، تا مسافت دوری  که کشته شود، حرکت می‌کند و همه خون در مسیر ریخته می‌شود و خود خون حیوان، عامل عفونت و افزایش بیماری می‌شود.
کشتار سگها در ایران


۱۳۹۲ دی ۱۸, چهارشنبه

ابعاد جدید از پرونده بابک زنجانی ( از زن مطلقه اش تا جعل اسناد ) New aspects of the case, Babak Zanjani from his divorced wife to forgery


وابستگی های مشکوک بابک زنجانی با غرب در موضوع اعمال تحریم ها علیه ایران قابل تامل است.  بر این اساس او نه تنها در جهت دور زدن تحریم‌ها اقدام نکرده، بلکه خود عاملی بوده برای تحریم‌های جدید غرب برعلیه کشور .
 
اول: ماجرای بانک مالزی
 
بابک زنجانی در ماجرای خرید ۱۳۸ شرکت از شستا که به کمک سعید مرتضوی انجام شده بود، مبلغ ۴۴۲ میلیارد ین ژاپن (معادل ۴ میلیارد دلار) را از طریق 
 first Islamic investment bank ltd «اولین بانک سرمایه‌گذاری اسلامی» در مالزی، به تاریخ ۱۰/۳/۹۱ واریز میکند. بانکی که متعلق به خود بابک زنجانی است. تنها چند روز بعد آمریکا به طور معجزه‌آسایی از ماجرای این پول خبردار می شود و بدون اینکه معامله هیچ ارتباطی با مسائل بین‌المللی داشته باشد، مبلغ فوق در آن بانک و در حساب خود زنجانی بلوکه می شود. سئوالی که در اینجا وجود دارد این است که چرا باید برای یک معامله داخلی، پول در خارج از ایران تحویل داده شود؟ مهمتر اینکه سرویس‌های آمریکایی چطور از جابه‌جایی این پول خبردار شدند؟


توقیف ۱.۵تن طلا

در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۱۳، (دیماه ۹۱) هواپیمایی متعلق به خطوط هوایی یو.ال.اس با محموله ۱.۵تن طلا در فرودگاه آتاتورک متوقف می شود. خبرگزاری‌های داخلی و خارجی به صورت وسیعی به انعکاس خبر توقیف این هواپیما پرداختند. همان تاریخ گفته شد که این طلاها بدهی دولت ترکیه به ایران بابت خرید گاز طبیعی است. عدم موضع‌گیری صریح مقامات ایران نیز باعث شد تا طلاهای مذکور متعلق به ایران پنداشته شود. به این ترتیب اصل ماجرا از دید‌ها پنهان ماند.


طلاهای توقیف شده متعلق به زنجانی بود

واقعیت این است که طلاهای توقیف شده متعلق به بابک زنجانی بود. او سه نفر از کارمندان خود به نام‌های «ح ی»، «ب ز» و «و م‌م» را به کشور غنا می‌فرستد تا ۱.۵تن طلا خریداری کنند. نمایندگان بابک زنجان از طریق شرکت‌ «Swift Investment & Development» دبی که مالکیتش متعلق به خود زنجانی بود و شرکت  «
Gold Malding Limited» کشور غنا با واسطه خواندن شرکت
 «Mester Sara Tourism Import Export Limited»  (شرکتی که متعلق به «و م ‌م» است) اقدام به معامله می‌کنند. براساس این معامله مقدار ۱.۵تن طلا به ارزش ۸۰ میلیون دلار خریداری و مبلغ ۱۲میلیون دلار به آنها پرداخت می شود. مقرر می‌شود الباقی مبلغ پس از تایید عیار طلا از سوی «ریفاینری طلا» در دبی، به فروشنده پرداخت شود.

بابک زنجانی یک هواپیمای باربری ایرباس
 A۳۰۰B۴ باری به شماره پرواز با خدمه متعلق به شرکت هواپیماییKZU۷۵۵/۵۶ ULS CARGO  AIRLINEترکیه به کشور غنا می‌فرستد. طلاها توسط سه نماینده زنجانی آزمایش و پس از تایید کارشناسان گمرک در صندوق‌های مخصوص حمل طلا، بسته بندی و بارگیری می‌شوند.
مسیر رفت و برگشت هواپیما مذکور توسط شرکت هواپیمایی ULS CARGO AIRLINEفرودگاه‌های صبیها استانبول، بن‌غازی لیبی، کوتوکا اکرا و در برگشت، فروگاه‌های کوتوکا اکرا، آتاتورک استانبول، امام‌خمینی(ره) تهران و دبی در امارات اعلام و تعیین می‌شود. با وجودی که مشخصاً در مسیر برگشت نام فرودگاه آتاتورک استانبول قید شده بود، اما زمانی که هواپیما برای ساعاتی در استانبول توقف می‌کند، در اقدامی مشکوک، دلیل فرود نقص فنی هواپیما عنوان می‌شود.
همان زمان پرس‌تی‌وی به نقل از دادستان ترکیه مستقر در باکیرکوی استانبول گزارش می‌دهد، شخصی به نام دوغلو که از کارمندان هلدینگ بابک زنجانی در ترکیه است، اعلام کرده است، قرار بود ۵۰۰ کیلیون از این محموله در استانبول تخلیه شده و مابقی به ایران حمل شود. این در حالی است که براساس مقررات بین‌المللی، این هواپیما اجازه تخلیه بار به جز در کشور مقصد (امارات) را نداشته است.

سوال اصلی اینجاست که چرا آنها تصمیم گرفتند به جای پرواز مستقیم از غنا به امارات (مشکلی در انجام پرواز مستقیم وجود نداشته) به استانبول رفته، در آنجا با سروصدای زیاد، رسانه‌های گروهی از جریان حمل طلا‌ها با خبر شوند و به دروغ محل تخلیله به جای امارات ایران اعلام شود؟ براساس مقررات بین‌المللی این طلاها باید در کشور امارات با تاییدیه «ریفانری دبی» (پالایشگاه طلا) و با تنظیم صورت‌جلسه از صندوق‌ها خارج شوند.

انتشار و انعکاس گسترده توقیف طلا در ترکیه توسط کارتل های رسانه‌ای صهیونیستی در جهان موجب می‌شود تا تهاتر طلا با ایران تحریم شود و قیمت طلا در بازار داخل به طرز سرسام‌آوری افزایش پیدا کند. به این ترتیب آنچه بابک زنجانی اندوخته بود، ارزشی چند برابر به خود می گیرد.

طلاهای قلابی

بابک زنجانی پس از رفع توقیف ساختگی طلاها در ترکیه و حمل آن به دبی توسط همان هواپیمایی که از ابتدا مسئول حمل آن بود، طلاها را مدیرعامل ایرانی وقت شرکت
 Swift Investment & Development LTD دبی با تنظیم صورتجلسه به همراه دو نفر از مدیران شرکت هواپیمایی ULS Cargo و پنج نفر از ماموران گمرگ دبی آزمایش می‌کنند. بعد از گذشت دو روز از ترخیص محموله از گمرکات دبی، آقای زنجانی به یکباره مدعی می شود طلاها قلابی بوده است. درحالی که از ۱۹ژانویه ۲۰۱۳ تا به امروز از ارائه گزارش پالایشگاه طلای دبی و اثبات مدعای خود طفره رفته است. به این ترتیب او باقی‌مانده بدهی خود بابت خرید طلاها در غنا را نیز پرداخت نمی‌کند.


رسوایی در غنا
درحالی که خبر توقیف هواپیمای حامل طلای بابک زنجانی در ترکیه در صدر اخبار دنیا قرار می گیرد، اخباری که در ارتباط با این حادثه در غنا رخ داده بود به هیچ وجه بازتاب داده نمی شود. خبرگزاری «رادیو ایکس وای زد» در ۱۳ فوریه ۲۰۱۳ با تیتر «رسوایی ۸۰ میلیون دلار طلا؛ دو نفر از مسئولین بازداشت شدند» خبر از دستگیری معاون رئیس اداره کل زمین‌شناسی «دکتر توماس آدو» و «جاستین آدوم آکواه» کارمند ارشد فنی اداره زمین‌شناسی را می‌دهد.

به دنبال آن «جان ماهاما» رئیس جمهور غنا دستور تحقیق درباره رسوایی ۸۰ میلیون دلار طلا را صادر می‌کند تا هر کس در این موضوع دخیل بوده مورد بازخواست قرار گیرد. همین خبرگزاری موضوع تعهدات مالی متقابل میان ایران و غنا را رد کرده و اعلام می‌کند که این معامله یک معامله کاملا خصوصی بدون مداخله افراد دولتی بوده است.

چند روز بعد وزیر اطلاعات کشور غنا دستگیر و دو نفر دیگر به نام‌های «پیتر بدزرا» و «فردریک کوجو اسومانگ» که تحت نام شرکت «اومانیه گلدمالدینگ لیمیتد» طلا را صادر کرده بودند، در یک خانه در تانیتا هیل در آچیموتا دستگیر شده و اعلام می‌کنند که «و م م» خریدار اصلی طلاها بوده است. دولت غنا از بابت دور زدن قانون توسط فروشندگان جهت عدم پرداخت مالیات واقعی آنها را تحت تعقیب قرار می‌دهد.

رادیو و تلویزیون غنا به بازتاب این مسائل می پردازند. خبرگزاری اسپای غنا در ۲۵ مارس ۲۰۱۳ خبر می‌دهد رئیس حزب «ان پی پی» منطقه آگونای غربی که متهم به کمک به «کوفی درزرا» در صادر کردن این طلاهاست، احضار و با قید وثیقه آزاد شده است. همین خبرگزاری با نام بردن از «و م م»، او را یک تبعه عرب معرفی کرد که با شرکای خود به غنا آمده تا طلای قاچاق خریدار کنند. 


ردپای همسر مطلقه زنجانی
خبرگزاری پرس‌نیوز با انتشار خبری از تحقیقات دادستانی مستقر در باکیرکوی استانبول به تحت تعقیب قرار گرفتن شرکت‌های «دورو تریدینگ» به مدیرعاملی «ا خ»، «کانت گروب اند کاسمتیک» با سهامداری بابک زنجانی و «ث ا»، شرکت مستر سارا با عضویت هیات مدیره «و م م» و «س خ»، به اتهام اسناد تقلبی پرده بر می دارد.

خانم «ث ا» که از اعضای سهامدار شرکت «کانت گروپ» است، همسر مطلقه بابک زنجانی است. این درحالی است که بابک زنجانی به دروغ مدعی شده که ازدواج نکرده است. براساس اسناد، آنها در شعبه ۲۶۵ دادگاه خانواده تهران از یکدیگر جدا شده‌‌اند.

دادستان ترکیه اظهار داشته بود که براساس شنود تلفن‌های این افراد، متوجه شدند که آنها قصد داشتند ۵۰۰ کیلو از طلاها را در استانبول تخلیه کرده و مابقی را به تهران ببرند. خبرگزاری زمان تودی نیز در ۱۶ ژانویه ۲۰۱۳ در گزارشی خبری، مقصد نهایی محموله طلا را ایران اعلام می کند.

شکل گیری تحریم‌ها
پس از بهره برداری رسانه‌‌ای از این موضوع و آزاد شدن هواپیما و عودت داده شدن طلاها به بابک زنجانی، دولت آمریکا مدعی شد که ایران در مقابل فروش نفت و گاز خود، مبالغی را به صورت طلا دریافت می‌کند. با همین بهانه تحریم طلای ایران ابلاغ و عملی شد. درحالی که از این رهگذر بابک زنجانی و نزدیکان وی که مدت‌ها به جمع آوری هنگفت طلا پرداخته بودند، با افزایش ناگهانی قیمت طلا در ایران به ثروتی نجومی دست پیدا کردند.

دریافت وام با پول‌های نفت ایران
پس از دستگیری زنجانی فردی در دفاع از وی در صفحه شخصی او مدعی شد: «درحالی که نمی توان یک دلار وارد ایران کرد، بابک زنجانی چطور می‌تواند پول های نفت را به ایران پس بدهد.» این درحالی است که براساس گزارش های دریافتی الف، بابک زنجانی از طریق اعتباری که پول های بلوکه شده برای وی فراهم کرده، از سه بانک اروپایی وام‌هایی کلانی دریافت کرده است.

به این ترتیب او نه تنها از رفع تحریم‌ها و آزاد شدن پول های نفتی که نزد وی است، خوشحال نخواهد شد، بلکه در این صورت مجبور است وام‌های دریافتی اروپایی را که در تاجیکستان، ترکیه و چند کشور دیگر سرمایه‌گذاری کرده پس دهد. مهمتر اینکه باید پرسید، در صورتی که غرب اعتقاد داشته بابک زنجانی برای دولت ایران کار می‌کرده و به همین بهانه این مبالغ را بلوکه کرده است، با چه توجیهی این وام‌ها را در اختیار او قرار داده‌اند؟!
و اما ماجرای جعل:
بابک زنجانی که با ارائه اسناد جعلی در مورد پرداخت پول نفت موجب بی اعتبار شدن تعدادی از نمایندگان مجلس حامی وی شده بود ، در حوزه جعل اسناد مالی چیره دست است و اکنون جزئیات تازه ای درباره پرونده قبلی وی در مورد جعل چک مطرح شده است.

این پرونده که مربوط به جعل یک چک هشت میلیاردی در سال 1387 است به شرکت بابک زنجانی در یک مزایده نهادی عمومی باز می گردد.
در این مزایده بابک زنجانی با ارائه یک فقره چک هشت میلیارد تومانی جعلی، اقدام به خریداری اموال از این نهاد می کند.

بابک زنجانی برای فریب نهاد مذکور نسبت به جعلی بودن چک، اقدام به بیمه چک مذکور در یک بیمه خصوصی می کند.

این بیمه که با فرانشیز 99 درصد انجام شده بود تنها پوششی برای کلاهبرداری بابک زنجانی بوده و عملا در صورت بی اعتبار شدن چک شرکت بیمه تنها یک درصد آن را به دارنده چک پرداخت می کرده است.

با این وجود مسئول مالی نهاد مذکور قبل از تحویل اجناس به بابک زنجانی اقدام به استعلام چک می کند و به جعلی بودن چک پی می برد، و مانع کلاهبرداری بابک زنجانی می گردد