۱۳۹۳ اردیبهشت ۹, سه‌شنبه

نقد سخنان فرماندار بندرعباس ( احمد مرادی ) و فرمانده نیروی انتظامی هرمزگان ( سردار رضا محمدی یگانه ) در مورد شایعه و بی اساس خواندن قتلهای اخیر و همچنین وجود نا امنی در بندرعباس توسط پیج صدای هرمزگان

هرمزگان
در تاریخ 1393.02.08 مطالبی در روزنامه های ندای هرمزگان و صبح ساحل منتشر شد با هدف مقابله با آنچه در روزهای اخیر در فضاهای مجازی در رابطه با انعکاس حوادثی که نشانگر عدم وجود امنیت در بندرعباس است، اطلاع رسانی عمومی شده بود.
فرماندار بندرعباس اتفاقات اخیر را شایعه دانسته و اذعان نمودند امنیت در بندرعباس مطلوب و موضوع افزایش قتلها شایعاتی بیش نیست و تهدید نموده کسی به این شایعات دامن نزند. از طرفی فرمانده نیروی انتظامی استان نیز تهدید نموده بدنبال عاملین و منشاء انتشار این پیامک ها و مطالب درج شده در فضای مجازیست و همچنین ادعا نموده که از ابتدای سال جدید تا به امروز تنها دو قتل رخ داده است.

آنچه که مسلم است، یا این آقایان علم آمار سرانگشتی را نمیدانند که بعید است و یا مردم را آنقدر ساده لوح دانسته که همچین مطالبی را در روزنامه های تحت تسلط خودشان مطرح می نمایند و انتظار پذیرش دارند. ما همواره شاهد بودیم و هستیم که مسئولین استان جنبه هیچگونه انتقادی را نداشته و عادت کرده اند به سرکوب و برخورد و ایجاد فضای خفقان که کسی جرات بیان حقایق را نداشته باشد. در این موضوع ما خود نیز مقصریم و فضای اینگونه طرز تفکر را به مسئولین داده ایم از استانداریها گرفته ، نیروهای انتظامی و حتی نمایندگان مجلس.

ای آقای فرمانداری که ادبیاتتان بوی خشونت و تهدید میدهد بدانید که این مردم بر عملکرد شما ناظرند و بازتاب عملکردتان را مطرح می نمایند چه فرقی میکند که در فضای مجازی باشد یا حقیقی، مهم آن است که شما مورد انتقادین. هرگاه فضای حقیقی تنها در انحصار شما باشد بناچار در فضای مجازی مطرح میشود. آیا واقعا انتظار دارین مردم با توجه به اتفاقات اخیر ، وجود امنیت را در سطح شهر باور نمایند؟ آیا این توهینی به عقل و خرد مردم این منطقه نیست؟! که با چشمان خود می بینند و میشنوند ضجه مورد آزار دیده شدگان را. آیا این دروغی بزرگ نیست که شما شهر را امن جلوه دهید حال آنکه چنین نیست. آری شما کاملا در امان هستید هم درب منزلتان و هم در محل کارتان با آنهمه محافظ، کمی خود را بجای مردم گذاشته و از شعارهای عوامفریبانه حذر نمایید. کسی بر خلاف امنیت ملی سخی نمیراند. سخنمان در جهت توجه شما به نا امنی شهرمان است همین و بس.

آقای فرمانده نیروی انتظامی استان، شما نیز که با زبان تهدید بدنبال دستگیری انتشار دهندگان به قول خودتان شایعات در فضای مجازی هستید بهتر نیست بجای صرف اینهمه وقت و هزینه در جهت مقابله با حقیقت، گشتی تو شهر بزنید و وقتتان را جهت ایجاد امنیت در شهر اختصاص دهید؟ شما روزنامه های ندای هرمزگان، صبح صاحل و.... را دارید و در آنجا نکته نظراتتان را تحمیل می نمایید دیگران هم فضای مجازی. بهتر نیست علاوه بر ارتقا و ترفیع درجه و اضافه نمودن ستاره ها بر شانه های مبارکتان کمی نیز جنبه فکری و ظرفیت پذیرش انتقاداتتان را مرتفع نمایید و بجای زبان تهدید و خشونت احساس مسئولیت بیشتری نمایید و به خواسته های مردم که همانا امنیتی در خور این منطقه است توجه بیشتری نمایید؟

مسئولین استان باید بدانند در هر پست و مقامی که هستند همواره ناظرینی بنام مردم دارند و این را لازم است به عنوان اصلی از اصول شهرنشینی در جامعه مدرن امروزی با مدنیت مشخص بپذیرند نه اینکه با سخنانشان فضای ارعاب ایجاد نموده که مردم باید مطیع شما و در چهارچوبی که شما مشخص میکنید حرکت نمایند. همه تابع قانونیم اما سخنان شما نقض صریح قانون است. استان هرمزگان و بندرعباس متعلق به همه مردم و بومیان این منطقه است از پدر به شما به ارث نرسیده که خط و نشان میکشید. اگر مطالبی که در فضای مجازی انتشار یافته و شما آنها را انکار کرده وشایعه میدانید در عمل آن را ثابت نمایید و گرنه تکذیب کردن حقیقت کار هر موجود بی خردی میتواند باشد. اگر شایعه است پس چرا همه از نا امنی نالیده و هر روز حادثه و خبر ناگواری شنیده میشود. اگر شایعست پس چرا فردی که به همان شیوه در حال زورگیری بود در شهرک الهیه و طلائیه در بلوار امام حسین توسط مردم در زمان ارتکاب جرم دستگیر شد؟ در آن زمان ماموران امنیتی شما کجا تشریف داشتند؟ اگر آن جوانان فرد شرور را دستگیر نمیکردند باز هم جنایتی بر جنایتها افزوده میشد و شما نیز طبق معمول انکار میکردید. پس اینها شایعه نیست بلکه شما هستید که دروغگویی ناشی هستید که مردم را ابله فرض نموده و ناظر نمیدانید!!! آمار جنایت و نا امنی در شهر بندرعباس و استان بالاست به نسبت جمعیت و شما مسئول حفظ جان مردم و ایجاد فضای آرام و سالم هستید با امنیت کامل نه امنیتی کردن محیط زندگی مردم و تهدید به بستن راههای انتقاد بر خود که این نشانه ضعف هر مسئولیست که مبادرت به اینکار مینماید همانگونه که تابحال شاهد این وقایع بوده ایم.

امیدواریم که همه مردم فهیم استان از حرفهای پوچ و آمارهای ناصحیح و دروغ مسئولین که همانا بمانند یک عادت در آمده است آگاه و همواره خاری در چشمان مسئولین بی مسئولیت باشند و با نظارت خود آنها را مجاب به انجام کامل وظیفه محوله و یا واردار به استعفاء نمایند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۷, یکشنبه

خامنه‌ای و افزایش جمعیت؛ «امپراتوری شیعه» یا «توجیه اقتصادی»


رهبر جمهوری اسلامی به دنبال ایرانی است که حداقل ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشد. علی خامنه‌ای در ماه‌های اخیر به طور مداوم بر افزایش جمعیت کشور تاکید کرده است. به نظر او، افزایش جمعیت به افزایش قدرت ایران می‌انجامد.

این سیاست چنان اهمیتی برای آقای خامنه‌ای دارد که در یک اتفاق کم‌نظیر، خود را نیز در متوقف نکردن برنامه‌های کاهش جمعیت ایران از اواسط دهه ۱۳۷۰ مقصر معرفی کرده و از خدا خواسته تا او را به خاطر این تقصیر ببخشد.

همزمان با رهبر جمهوری اسلامی، تعدادی از روحانیون ارشد شیعه در ایران نیز خواستار افزایش جمعیت کشور شده‌اند اما دلیل آنها برای این مسئله با آنچه آقای خامنه‌ای در ظاهر بیان می‌کند، متفاوت است.

برخی روحانیون شیعه نگران کاهش جمعیت شیعیان در ایران و افزایش جمعیت اهل سنت هستند.

جعفر سبحانی، از مراجع تقلید حامی حکومت در شهر قم، یکی از این روحانیون است.

او با انتقاد از سیاست کاهش جمعیت در کشور، «از بین بردن اکثریت مطلق جمعیت شیعی در تمام شهرهای ایران» را یکی از «برنامه‌های سعودی‌ها و وهابیت» عنوان کرده است.

آقای سبحانی گفته که «ترویج کاهش جمعیت و میزان تولد در کشور از هر نقطه‌ای که شروع شد، درست نبود» و هشدار داده که «اگر به این منوال پیش برویم و از این مسایل غافل باشیم، ۴۰ سال بعد به اشتباه امروز خود پی می‌بریم که آن روز دیگر توازن جمیعتی شیعیان نسبت به گروه‌های دیگر به شکل فعلی نیست.»

ناصر رفیعی، یکی از اساتید حوزه علمیه قم هم از «نگرانی مراجع عظام تقلید و علما نسبت به کاهش جمعیت شیعه» در کشور خبر داده است.

به گفته آقای رفیعی، در سال تحصیلی ۹۲-۹۳ کشور و در پایه اول ابتدایی، جمعیت دانش‌آموزان شیعه و سنی «برابری می‌کرد.»

او در عین حال از اینکه «در یکی از شهرهای آذربایجان این جمعیت ۷۰ به ۳۰ بوده است»، به عنوان یک «خطر جدی» نام برده و هشدار داده که «در بعضی از شهرهای اهل سنت، جمعیت خانواده به صورت ۴ همسر و ۴۰ اولاد است.»

هفته‌نامه شما، ارگان رسمی حزب پرنفوذ موتلفه اسلامی هم در زمستان ۱۳۹۰، با انتقاد شدید از مخالفان سیاست‌های افزایش جمعیت کشور، هشدار داد که «رشد جمعیت شیعی کشور امروز از ۱/۸ درصد به ۱/۶ درصد تقلیل یافته در حالی که رقم رشد جمعیت در میان غیرشیعیان حدود ۷ درصد است».

این هفته‌نامه نوشته بود که این نرخ رشد و کاهش جمعیت بدین معنی است که «جمهوری اسلامی ایران ۲۰ یا حداکثر ۳۰ سال دیگر شیعه نخواهد داشت.»

«بنا بر توجیه اقتصادی»

این در حالی است که هیچ کدام از این آمار و ارقام توسط نهادهای رسمی ایران به طور عمومی منتشر نشده‌اند.

اما در هر صورت، چنین مسئله‌ای در صورت وقوع برای حاکمان کشوری که از حدود ۵۰۰ سال پیش تاکنون، داعیه رهبری شیعیان در جهان اسلام را داشته، می‌تواند مانند یک کابوس باشد.

با وجود این، مهدی خلجی، پژوهشگر موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، معتقد است که اصرار حکومت ایران و شخص رهبر جمهوری اسلامی به افزایش جمعیت کشور، همانگونه که خود او گفته، بنا بر «توجیه اقتصادی» صورت می‌گیرد و انگیزه‌های «عقیدتی» ندارد.

آقای خلجی به رادیو فردا می‌گوید: «در موارد اینچنینی دولت جمهوری اسلامی و در رأس آن آیت‌الله خامنه‌ای، به نیازهای خیلی واقعی و ملموس بیشتر توجه می‌کنند تا حساسیت‌های مذهبی روحانیون سنتی که معمولا هم با آقای خامنه‌ای اختلاف نظرهای جدی در مسائل مختلف دارند.»

مهدی خلجی هم در حوزه علمیه قم درس خوانده و هم در دانشگاه سوربن پاریس. او در زمینه الاهیات و سیاست اسلامی و مسائل شیعیان در خاورمیانه و جهان اسلام تحقیق می‌کند و نویسنده کتابی با عنوان «نظم نوین روحانیت در ایران» بوده است.

او معتقد است که «نگرانی روحانیان در مورد کاهش جمعیت امر جدیدی نیست.»

«روحانیت سنتی از ابتدا هم مخالف برنامه‌های جمهوری اسلامی برای کاهش جمعیت پس از پایان جنگ با عراق بود. حتی کسانی مثل آقای حسینی تهرانی که از علمای مشهد بود، کتابی علیه طرح دولت برای کاهش جمعیت نوشت. ولی این مخالفت‌ها باعث نشده که جمهوری اسلامی برای سال‌های زیادی، طرح‌های مختلفی را برای کنترل جمعیت دنبال نکند.»

آقای خلجی در پاسخ به این پرسش خود که «اما آیا اینکه نگرانی الان روحانیون در این باره در تصمیم حکومت ایران برای افزایش جمعیت تاثیرگذار است؟»، پاسخ «نمی‌دانم» می‌دهد.

این تحلیلگر مسائل ایران می‌گوید: «گرایش‌های ضد سنی همیشه در بخش‌های سنتی روحانیت شیعه وجود داشته است. تا مدتی که آقای خمینی زنده بود، این صدا‌ها زیاد شنیده نمی‌شد. بعد از فوت او که آقای خامنه‌ای آن موقعیت خیلی قوی فقهی و مرجعیت را نداشت، صدای یک سری از مراجع و آیت‌الله‌ها بلند شد و خواستار برخورد دولت با اهل سنت شدند. سنی‌ستیزی در قم و مشهد در سال‌های رهبری آقای خامنه‌ای خیلی آشکار‌تر از قبل شده است.»

به گفته مهدی خلجی، روحانیت سنتی «با هفته وحدت، جمع کردن مراسم عمر کشون و ترک لعن خلفا مخالف است» اما او اعتقاد دارد که «این‌ها سیاست جمهوری اسلامی نیست.»

«سیاست جمهوری اسلامی به هیچ وجه عقیدتی نیست، سیاست جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است. در هر جا که دفاع از عقاید سنتی شیعه، مخل استقرار و کارآمدی حکومت باشد، جمهوری اسلامی از آن دفاع نمی‌کند و آنها را کنار می‌گذارد. به همین خاطر است که جمهوری اسلامی به اهل سنت و حتی اقلیت‌های مذهبی دیگر آزادی‌هایی داده که اگر می‌خواست بر مبنای فقه و الاهیات شیعه عمل کند، نباید این آزادی‌ها را می‌داد.»

«یک رسالت تاریخی»

اما اگر حکومت ایران به این نتیجه رسیده باشد که سیاست افزایش جمعیت کشور نه تنها آنگونه که آقای خلجی می‌گوید، مخل کارآمدی‌اش نباشد بلکه تقویت کننده آن هم باشد، چطور؟

آیا افزایش جمعیت ایران می‌تواند اهرمی برای برنامه‌های بلندپروازانه رهبران جمهوری اسلامی در منطقه باشد؟

آنهم در شرایطی که عربستان سعودی، به عنوان مهم‌ترین رقیب منطقه‌ای ایران و داعیه‌دار رهبری اهل سنت در جهان، با افزایش شدید جمعیت در ۲۰ سال گذشته روبرو بوده و ترکیه، مصر و پاکستان، سه کشور پرقدرت دیگر منطقه نیز صد‌ها میلیون اهل سنت را در خود جای داده‌اند.

سعید بشیرتاش، تحلیلگر مسائل ایران در بروکسل، رهبر جمهوری اسلامی را «جزو اقلیت انقلابی در میان روحانیان شیعه» می‌داند که «یک رسالت تاریخی برای خود قائل است.»

آقای بشیرتاش به رادیو فردا می‌گوید که «این رسالت تاریخی» چیزی جز تشکیل یک «امپراتوری شیعه» نیست و آقای خامنه‌ای برای رسیدن به این هدف «اساسا به نیاز‌ها و ضعف‌های اقتصادی و زیست بومی ایران توجهی ندارد.»

سعید بشیرتاش می‌افزاید: «خامنه‌ای ایدئولوژیک فکر می‌کند و یک رسالت تاریخی برای تشکیل امپراتوری شیعه برای خود قائل است. او این امپراتوری را در تقابل و تضاد با نظام سلطه یا‌‌ همان تمدن و فرهنگ غربی می‌داند. به نظر خامنه‌ای، ایران با ۱۵۰ میلیون جمعیت یک کشور مقتدر‌تر است که می‌تواند نقش مهم‌تری در سیاست‌های منطقه‌ای بازی کند.»

سعید بشیرتاش، تحلیلگر مسائل ایران و پژوهشگر مسائل تاریخی است. از او مقاله‌های متعددی در تحلیل نگاه رهبر جمهوری اسلامی به مسائل منطقه‌ای و موضوع هسته‌ای ایران در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است.

به اعتقاد آقای بشیرتاش، جمهوری اسلامی و هر دو رهبر آن از ابتدا تاکنون، خود را «نماینده نهضت جهانی اسلام دانسته‌اند و به همین خاطر هم هست که خود را به شیعیان لبنان خیلی نزدیک‌تر از غیر شیعیان ایران می‌بینند.»

او می‌گوید: «موقعی که خامنه‌ای از گذر از گردنه حساس تاریخی حرف می‌زند، در ذهن خود به دنبال تشکیل یک امپراتوری شیعه است. او برای این کار الگوی شوروی را در نظر دارد. کشوری با توان بالای نظامی، موشکی و اتمی اما ضعیف از نظر اقتصادی.»

قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، واحد عملیات برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از نزدیک‌ترین و مورد اعتماد‌ترین فرماندهان نظامی در نزد رهبر جمهوری اسلامی است.

سایت‌ها و خبرگزاری‌های ایران از آقای سلیمانی به عنوان بازوی اجرایی سیاست‌های حکومت ایران در لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و دیگر مناطق مهم خاورمیانه نام می‌برند.

او در یک سخنرانی در ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ گفته که «جمهوری اسلامی، مرجعیت سیاسی شیعه» است و خواستار «احیای شیعه» در منطقه با «مرجعیت ایران» شده است.

قاسم سلیمانی گفته که «این قطبیت، قدرت عظیم سیاسی، امنیتی و اقتصادی به ایران می‌دهد.»

او تعریف خود از هلال شیعی را «اقتصادی» بیان می‌کند: «اینکه می‌گویند هلال شیعی؛ هلال شیعی که سیاسی نیست. هلال شیعی هلال اقتصادی است. مهم‌ترین مسئله اقتصادی جهان نفت است. ما می‌دانیم سه کشور ایران، عربستان و عراق بیشترین نفت جهان را دارند. عربستان اول و ایران و عراق دوم و سوم هستند و تقریبا ۷۰ درصد نفت جهان در منطقه شیعه نشین است یا قریب بر ۸۰ درصد در منطقه شیعه ‌نشین است. نفت عراق در همین کریدور بصره و بغداد؛ کویر عربستان ۸۰ درصد نفتش در منطقه شیعه نشین دمام، قطیف قرار دارد. ایران هم که مشخص است.»