۱۳۹۲ دی ۶, جمعه

مقایسه بین نظامهای سیاسی پادشاهی سنتی، پارلمانی و جمهوری ( قسمت اول )




در این مقاله که در سه قسمت تهیه گردیده ، سعی شده است با مقایسه ای بدور از هرگونه تعصب به بررسی مزیتها و معایب این سه نوع نظام سیاسی پرداخته شود.به امید آنکه خواننده محترم برداشت مناسبی از آنچه امروزه در اغلب کشورهای مدرن و دارای نظام مبتنی بر دموکراسی و انتخاب مردم استوار است داشته باشد.



پادشاهی سنتی ( استبدادی) :   (قسمت اول)


در بین محافل گوناگون طرفداران نظام پادشاهی برداشت های متفاوتی از نظام پادشاهی وجود دارد. در بین مشروطه خواهان محافلی وجود دارند که کماکان به یک درک سنتی از نظام پادشاهی باور دارند که اغلب این طیف را در ادبیات سیاسی رایج گروه سلطنت طلبان می نامند، بنا به روایتی سلطنت طلبان آن گرایش سنتی از هوادران نظام پادشاهی هستند که به یک پادشاه قدر قدرت اعتقاد دارند که باید به تنهایی زمام تمام امور سیاسی کشور را در اختیار خود گیرد.از واقعیت ها چنین بر میآید که طرفداران نظام پادشاهی سنتی فاقد تحلیلی واقع بینانه از شرایط سیاسی جهان و روند تحولات سیاسی و اجتماعی در زمان حال می باشند.
این محافل تعلق به گذشته دارند و قادر نیستند تحولات و تغیییرات ساختاری در بافت جمعیتی در یک کشور و نیازهای مبرم سیاسی جامعه آن و نظم سرمایه داری جهانی مبنی بر روند نهادینه شدن دمکراسی مدرن را درک کنند و کماکمان راه نجات را یک نظام سیاسی مقتدر پادشاهی می دانند.

بی گمان این تفکر و فرهنگ سیاسی تا به امروز بیشترین لطمات سیاسی را به نماد و سمبل سیاسی یک نظام پادشاهی مدرن( پارلمانی) میزند.  در یک نظام پادشاهی سنتی، پادشاه به عنوان یگانه قدرت سیاسی کشور عمل کرده و محدوده اختیاراتش توسط هیچ قانونی، مشخص نشده و او دارای قدرتی نامحدود است تا هرآنچه که تمایل دارد را انجام دهد.


تاریخچه مشروطیت از ابتدا تا قبل از دوران پهلوی در ایران:


دیکتاتوری ناصرالدین شاه در درازای سلطنت او و روشنگری و آگاهی مردم نسبت به اوضاع غم انگیز ایران در دوران سلطنت او بر اثر پخش روزنامه ها، نوشته ها راه را برای ایجاد حکومت مشروطه هموار کرد.
در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ مظفرالدین شاه تحت فشار آزادیخواهان بزرگی چون: ستارخان، باقرخان، سردار اسعد بختیاری، یپرم خان ارمنی و گروهی دیگر، تن به مشروطیت داد و به ناچار قانون آن را امضاء کرد ولی فرزند او محمد علی که یکی از بزرگترین خیانت کاران به کشور ما به شمار می آید، با آزادی خواهی و مشروطیت به مخالفت پرداخت.
او به همراهی و کمک خودکامه هایی مانند اتابک صدراعظم، سرمایه داران و شیخ فضل الله نوری، سرسختانه در برابر آزادی خواهان ایستاد، آن گاه مجلس را به توپ بست.

 مشروطیت در دوران پهلوی:
 

زمانی که نمایندگان مجلس احمد شاه را بر اثر بی کفایتی از سلطنت برکنار و رضا خان را کاندیدای جانشینی او کردند، رضاخان خود مایل بود در ایران یک جمهوری همانند ترکیه به وجود آید.
 دراین راه مصدق و حسین علاء نیز با او هماهنگ و هم پیمان بودند ولی بیشتر آخوندها چون، آخوند یاسائی نماینده مجلس، آخوندهای نجف چون شیخ عبدالکریم حائری، میرزا محمد حسین نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی با برپائی جمهوری مخالف و طرفدار حکومت پادشاهی بودند. در نتیجه با فشار آخوندها و همکاری آیت الله کاشانی به جای برقراری یک جمهوری، رضا خان را به پادشاهی برگزیدند.
 پس از آن که رضا خان قدرت را به دست گرفت رفته رفته مشروطیت به باد فراموشی سپرده شد. دوران سلطنت رضا شاه دوران نیمه استبداد بود و نمی توان گفت که ما کاملا به دوران استبداد قجری بازگشته بودیم. ۱۲ سال از دوران نخستین سلطنت محمدرضا شاه، دوران دموکراسی و مشروطیت در ایران بود ولی از آن پس با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مشروطیت عملا به خاک سپرده شد و ما به دوران تاریک ناصرالدین شاه باز گشتیم.









هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Thank you for your comment