۱۳۹۳ شهریور ۷, جمعه

مصاحبه‌ منتشرنشده از مهدی هاشمی: پدرم مخالف ولایت فقیه است؛ سرطان خامنه‌ای خوب شده

مهدی هاشمی

تقاطع: درحالی‌که این روزها محاکمه‌ی مهدی هاشمی، فرزند علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب تهران در جریان است، مصاحبه‌ای مربوط به دو سال قبل از او منتشر شده که در آن می‌گوید خودش و پدرش “مخالف ولایت فقیه” هستند اما با نظام جمهوری اسلامی «مخالف» نیست.
آقای هاشمی در این گفتگو که دو سال پیش با بیژن فرهودی، خبرنگار وقت صدای امریکا در لندن انجام داده و روز چهارشنبه (۲۹ مرداد-۲۰ آگست) امسال در وب‌سایت “کیهان لندن” منتشر شده، با بیان این‌که خود را “جزیی از حکومت” نمی‌داند و “التزامی به ولایت فقیه” ندارد، گفته که پدرش نیز مخالف ولایت فقیه است و این موضوع را «دارای اشکال» می‌داند.

وی هم‌چنین در پاسخ به سوالی درباره دلیل ابقای پدرش بر ریاست “مجمع تشخیص مصلحت نظام” از سوی علی خامنه‌ای خاطرنشان کرده که این پست برای پدرش “مهم نیست” و اگر به این سمت منصوب نمی‌شد، «می‌رفت قم و می‌شد رییس بزرگ‌ترین گروه اپوزیسیون کشور» که «این به نفع آقای خامنه‌ای نبود».

او بلافاصله اضافه کرده: «البته بابام که این کار را نمی‌کرد… این عاطفیه… پنجاه ساله دوستند با هم.»

فرزند علی‌اکبر رفسنجانی با اشاره به مطلع بودن پدرش از ماجرای قتل شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر ایران پیش از انقلاب بهمن ۵۷، مرگ بختیار را «وصیت آیت‌الله خمینی» عنوان کرده و مدعی شده که بختیار “دلیل حمله عراق به ایران” بوده و به همین دلیل «در دادگاهی به ریاست آیت‌الله یزدی، به عنوان یک مجرم جنگی شناخته شده بود».

وی درباره‌ی وضعیت سلامت علی خامنه‌ای نیز گفته که «سرطانش خوب شده» اما «بعضی مواقع دچار دپرسیون [افسردگی] می‌شود».

مهدی هاشمی با ابراز بی‌اطلاعی از اعتیاد رهبر جمهوری اسلامی افزوده: «الان سیگار و پیپ می‌کشه، دیدم. کسی ندیده تریاک بکشه… می‌گن ولی کسی ندیده… من نمی‌گم آره یا نه… هر وقت می‌اومد خونه ما شب‌ها تو اتاق من می‌خوابید.»

به گفته وی، علی خامنه‌ای «چهار پنج» خانه دارد و «بعضی وقت‌ها در خانه‌ی نیاوران و بیشتر شب‌ها نیز در پاستور می‌خوابد».

مهدی هاشمی دعوا میان روسای قوا در جمهوری اسلامی را نیز با “تشویق” خامنه‌ای دانسته و اضافه کرده: «همین دعوا‌ها جمهوری اسلامی را نگه داشته. این دعوا‌ها منجر به ثبات این حکومت شده چون مردم این دعوا‌ها را دموکراسی می‌بینند. جنگ زرگری نیست واقعا دعوا است. البته این دعوا‌ها در میان خودشونه… داخل حکومت خودمون دموکراسیه… اینا در میان خودشون دموکراسی دارن ولی خارج از نخبگان سیستم دیکتاتوری است.»

او درباره‌ی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز گفته که «موسوی در مرحله اول دو درصد جلو‌تر از احمدی‌نژاد بود حدود ۴۸ به ۴۶».

مهدی هاشمی با «دروغ محض» خواندن شایعات درباره‌ی فساد مالی و ثروت هنگفت خودش و پدرش نیز مدعی شده که غیر از یک حساب در دوبی، هیچ حساب و خانه‌ای در خارج از کشور ندارد و برخلاف شایعه‌ها در کانادا خانه‌سازی نمی‌کند.

فرزند هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوالی درباره تلاش‌های رضا پهلوی برای تشکیل نهادی به نام “شورای ملی” نیز گفت که او «بچه خوبی» است اما «به جایی نمی‌رسد، ولی همین که تلاش دارد تا نیرو‌ها را به یک سمت جلب کند کار خوبی» است.

گفتنی است مهدی هاشمی، دو ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از کشور خارج شد و بعد از ایراد اتهاماتی به او از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران در ارتباط با نقش او در اعتراضات به نتایج آن انتخابات، بعد از سه سال، در روز ۲ مهرماه ۱۳۹۱به ایران بازگشت.

او یک روز بعد بازداشت و روانه زندان اوین شد و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت، اواخر آذرماه همان سال با سپردن وثیقه‌ای به ارزش ۱۰ میلیارد تومان از زندان آزاد شد. چهارمین جلسه‌ی دادگاه او روز ۲۷ مردادماه در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

۱۳۹۳ مرداد ۲۶, یکشنبه

تحلیل روند انتخاب نماینده درانتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستانهای بندرلنگه، بستک و پارسیان از نگاه صدای هرمزگان

مجلس شورای اسلامی

تاریخچه:
9 دوره انتخابات محلس شورای اسلامی تا به امروز برگزار شده که به همراه اسامی نمایندگان مجلس در حوزه انتخاباتی بنندر
لنگه-بستک-پارسیان(گاوبندی سابق)عبارتند از:

دوره اول:1358/12/24 - بدون نماینده
دوره دوم: 1363/01/26 - گرشاسبی طالقانی
دوره سوم: 1367/01/19 - سید عبدالله حسینی
دوره چهارم: 1371/01/21 - سید عبدالله حسینی
دوره پنجم:1374/12/18 - سید عبدالله حسینی
دوره ششم: 1379/03/07 - سید عبدالله حسینی (67٪ اصلاح طلب-15٪ اصولگرا-15٪ اعتدالگرا)
دوره هفتم: 1382/12/01 - سید عبدالله حسینی
دوره هشتم: 1386/12/24 - احمد جباری اصولگرایان اکثریت
دوره نهم: 1390/12/12 - احمد جباری اصولگرایان اکثریت

انتخابات در این سه شهرستان در وهله اول براساس مذهب کاندید سنجیده میشود و نه عملکرد و شایستگی او. از ابتدا هرگاه که نام کاندیدی مطرح میشده اولین جمله ای که ذهن هر فردی را به خود مشغول میکند مذهب کاندیدست و بطور خلاصه میتوان گفت که انتخابات در این شهرستان تنها مذهبیست و حساسیت به این موضوع و علت آن نیز برمیگردد به اختلافات شیعه و سنی و جنگ خونینی که در ابتدای انقلاب اسلامی توسط افرادی مسلح که از شهرستانهای لامرد (شیعه مذهب) و ... به سوی این شهرستان روانه و هجوم آوردند و به مساجد اهل سنت و مردم تاختند و افراد زیادی کشته و یا مجروح شدند و و بدنبال آن نیز اهل سنت به عمل متقابل پرداخته و نزاعی خونین درگرفت. با توجه به اینکه افراد با مذهب شیعه بیشتردر این شهرستان نسبت به دو شهرستان دیگر( بستک و پارسیان ) پراکنده شده اند عموما حوزه انتخاباتی نماینده شیعه با مرکزیت آن و همچنین فعالیت منسجم تر در این شهرستان بچشم میخورد. سالیان درازیست که شیعیان در این شهرستان بدنبال گرفتن کرسی نمایندگی در مجلس شورای اسلامی هستند اما از ابتدای دوره سوم تا به امروز که چندین دوره انتخاباتی برگزار شده موفق به این کار نشده اند بدلایل مختلفی که در ادامه به آن پرداخته میشود.
امام جمعه شیعیان ( رکنی ) در بین شیعیان این شهرستان ، فرد صاحب نفوذ و با نقش تعیین کننده ای در انتخاب، تایید و معرفی نهایی کاندید شیعه جهت حمایت و اخذ رای میباشد و شیخ امینی ( اهل سنت ) نیز فرد صاحب نفوذیست در میان اهل سنت در این شهرستان و بخش مرکزی. تجربه نشان داده که تابحال هیچ فرد بومی از شهرستان بندرلنگه نتوانسته حمایت کافی از طرف افراد صاحب نفوذ در این شهرستان را بدست آورد و آنهم بدین دلیل است که بندرلنگه همواره دنبال کننده بوده در بین دوشهرستان دیگر و نه پیشرو.همانگونه که مشاهده میکنیم از دوره سوم تا دوره هفتم که پنح دوره انتخابات میباشد یک فرد خاص ازشهرستان بستک به مجلس راه پیدا میکند ( سید عبدالله حسینی ) وهمواره مذهبیون اهل سنت بر این اعتقاد بودند که این فرد بهترین گزینست جهت نمایندگی نه بدلیل شایستگی بلکه به این دلیل که ایشان بعد از اینهمه سال که در این کرسی نشسته اند صاحب نفوذ شده و میتواند کارهای بسیاری انجام دهد که دیگران از عهده آن برنمی آیند که امروزه این سخنی بسیار واهی است چراکه فعالیت یک فرد در قالب توانایی و شایستگی فرد هم از لحاظ علمی و هم بر مبنای روحیات طلب کنندگی و تلاش مضاعف او در جهت دفاع از حق مردم در مجلس سنجیده میشود و نه بدلیل اینکه سالهایی متمادی در مجلس حضور داشته ولو اینکه بر روی کرسی نماینده در حال چرت زدن باشد. سالهای متمادی برای مردم این منطقه نسخه پیچیدند و حاضر به تغییر این روند نبوده و راه را برای حضور نیرویی جوان با ایده و انگیزه نو بسته بودند علارغم اینکه کاندیداهایی بسیار شایسته با اهداف و آرمانهای ارزشی به میدان آمدند آما متاسفانه مذهبیون که قدرت زیادی در این منطقه دارند حمایت نکرده و به مانند مادری عمل نمودند که از ترس زمین خوردن بچه اش هیچ وقت او را به زمین ننهاده و همواره در بغل میگیرد.

بر خلاف افکار مردم بندرلنگه و مذهبیون این شهرستان ، که تعصبی بر بومی بودن نماینده ندارند که لزوما نماینده باید برخاسته از اهالی این شهرستان باشد وهمواره دنباله رو بوده ، شهرستان بستک بالعکس عمیقا نسبت به این قضیه تعصبی برخورد نموده و با توجه بعه اینکه حضور شیعیان در این شهرستان بسیار کمرنگ و شاید بسیارناچیزاست ( رقابت مذهبی کمتر دیده میشود ) و همچنین با توجه به اینکه این شهرستان روستاهای زیادی را در قلمرو خود دارد که طبیعتا میتواند در آمار رای گیری بسیار مفید باشد تابحال توانسته هر نماینده ای که از ابتدا تابحال به مجلس شورای اسلامی راه یافته از بین نمایندگان برخاسته از این شهرستان باشد. در مقابل، شهرستان پارسیان نیز علارغم اینکه در دوره های مختلف کاندیداهایی را معرفی نموده اما همواره مغلوب جمعیت بستک و همراهی اهل تسنن شهرستان بندرلنگه و بخش مرکزی و کیش با رقیب انتخاباتی اش شده با اینکه در دوره هایی حمایت شیعه را نیز بهمراه داشته، و این نشان از اهمیت شهرستان بستک و بخش مرکزی بندرلنگه ( بغیر از بندرلنگه ) که نقش تعین کننده ای در تعیین نماینده ایفا می نماید، دارد.

در دوره های مختلفی و شاید تمامی دوره ها به استثنای دوره هشتم و نهم شیعیان کاندیداهایی را معرفی کردند. اما در پایان دوره هفتم انتخاباتی که 7 نماینده اهل سنت در مقابل 1 نماینده شیعه قرار گرفتند و بر این خیال بودند که با تفرق آراء اهل سنت، برنده انتخابات خواهند بود با شگرد مذهبیون اهل سنت و حمایتشان از کاندید سابق مجلس و نفوذشان در شوراهای شهر و روستا، آراء اهل سنت را فقط به این کاندید مجاز دانسته و برای پنجمین بار اورا روانه مجلس نمودند تا این نماینده بتواند 4 سال دیگر در مجلس بر روی صندلیش که البته اگر در صحن مجلس حضور پیدا کند به چرت زدن مشغول گردد و بدین طریق چون شیعیان برای چندمین بار نتوانستند کرسی مجلس را با توجه به تقسیم آرای اهل سنت بدست آورند به فکر جایگرین نمودن راهی دیگر بجای رقابت رو در رو افتادند.در پایان این دوره آنها پذیرفتند که قادر به رقابت با اهل سنت نیستند و نخواهند بود با توجه به بافت منطقه ای که اکثریت آن اهل تسنن است پس بناچار رضایت دادند که دیگر کاندیدی معرفی نکنند اما بتوانند نماینده ای از اهل سنت به مجلس بفرستند که مورد تایید آنها و همسو با اهداف آنها باشد و گرایش و توجه ویژه ای به خواسته های آنها داشته باشد و از چنین فردی حمایت نمایند که در دوره 8 و 9 نیز موفق به انجام این مهم شدند.

نویسنده این مقاله از طرفداران هیچکدام از دو نماینده ای که تابحال به مجلس شورای اسلامی راه یافته اند نیست اما نماینده سابق مجلس ( سید عبدالله حسینی ) بدلیل دفاع ننمودن و سکوت بیش از حدشان در مجلس و یا بسیار ناچیز بودن میزان حمایتشان از حق مردم این منطقه با توجه به حضور 20 ساله اش در مجلس و گرایش ایشان به افراد خاص و ثروتمندان منطقه جهت همراهی در اخذ رای در دفعات قبل و آتی ( که موفق هم بودند اگر بغیر از این بود 20 سال به مجلس راه پیدا نمیکرد) و نه عموم مردم که از قشر متوسط یا ضعیف بودند مورد انتقاد است . اما نماینده 8 سال اخیر ( احمد جباری ) مورد انتقاد بسیار است زیرا علاوه بر بی توجهی به بسیاری ازمشکلات مردم و ...... همچنین قرار گرفتن در احزاب سیاسی ناکارآمد ومخالف افکار اکثریت مردم ، علارغم شعارهای دروغینش، اصول اخلاق را هم زیر پا گذاشته و در مقابل قشر عظیمی از مردم نه تنها این سه شهرستان بلکه همه ایرانیان قرار گرفته است. این نماینده، روزی از طرفداران دولت احمدی نژاد بود و ایشان را پس از انتخابات بحث بر انگیز سال 88 به عنوان فردی مکتبی، ارزشی، شجاع و مقتدر خطاب نموده و پیشنهاد مینماید روز 22 بهمن سال 88 را به عنوان روز " دفع فتنه " در روزشمار و تقویم ایران ثبت نمایند حال آنکه میبایست بعد از آنهمه درگیری و تقلب در انتخابات که مردم آزادیخواه ایران جهت گرفتن حقشان به خیابانها ریختند همسو با مردم و در جبهه مردم قرار میگرفت و یا حداقل اگر نمیتوانست حمایتی انجام دهد سکوت اختیار میکرد نه اینکه به مردم پشت نموده و همسو با اربابانش قرار گیرد که مردم را خس و خاشاک و حرکت مردمی جهت احقا حقشان را به فتنه تعبیر مینمودند.

هدف از نوشتن این مقاله تغییر این فرهنگ اشتباه قدیمی و سنتی انتخاب نماینده در سه شهرستان مذکور است. در انتخابات پیش رو در سال 95-94 بسیار محتمل است که ایشان یکی از طرفداران پرو پا قرص دولت یازدهم ( دولت تدبیر و امید ) باشند و خود را نماینده حزب اعتدال معرفی نمایند که با توجه به سوابق ایشان دروغی بسیار بزرگ خواهد بود. متاسفانه تشنگان قدرت، در قالب این نظام حکومتی، از این طیف حرکتها و مصلحت اندیشیها بسیار نشان میدهند. باشد که مردم آگاه باشند و فریب فریبکاران را نخورند.

شهرستان بندرلنگه و حومه:
بخش مرکزی ( بندرلنگه - بندرکنگ و حدود 30 روستا )
بخش شیبکوه ( بندرچارک و حدود 41 روستا )
بخش کیش ( 3 جزیره و حدود 3 روستا )

شهرستان بستک:
بخش مرکزی (بستک – گوده – دهتل - فتویه و بیش از 40 روستای بزرگ وکوچک)
بخش کوخرد(کوخرد و هرنگ و بیش از 3 روستا)
بخش جناح (جناح و فرامرزان و کمشک و بیش از 3 روستا)

شهرستان پارسیان:
بخش مرکزی (پارسیان و 19 روستا بزرگ وکوچک)
کوشکنار(کوشکنار و 10 روستا)

نویسنده : صدای هرمزگان

تاراج اموال مردم ایران توسط احمدی نژاد و باندش

مافیای فساد مالی ایران
احمد بخشايش اردستانی٬ عضو کميسيون امنيت ملی مجلس فهرست «محرمانه» کميته وصول مطالبات بانک مرکزی که در اينترنت منتشر شده را تائيد کرد.

به گزارش روز يک‌شنبه (۱۸ خرداد) خبرگزاری «تسنيم»٬ آقای اردستانی اين مطلب را طی تذکری شفاهی در صحن علنی مجلس بيان کرده است.

وی گفته حجم بدهی اين فهرست ۷۰ ميليارد دلار است.
فهرست محرمانه مطالبات بانکی منتشر شده بدین صورت است:

محمد رضا رحيمی: هزار و ۴۰۰ ميليارد تومان
اسفنديار رحيم‌مشايی : هشت هزار و ۹۰۰ ميليارد تومان
حميد بقايی: ۳۱۰۰ ميليارد تومان
صادق محصولی: دو هزار و 370 میلیارد تومان
سعید مرتضوی: هزار و 340 میلیارد تومان
دانشگاه ایرانیان: هزار و 200 میلیارد تومان

اونوقت افرادی در کشور عزیزمون هستند که به نون شبشون محتاجن. ما کی میخوایم درس عبرت بگیریم و بدونیم که این دزدی ها ریشه عمیق در ساختار حکومتی داره.

اسامی 50 نماینده استیضاح کننده وزیر علوم ( فرجی دانا )

وزیر علوم- فرجی دانا
اسامی «50 نفر» از نماینده های مجلس شورای اسلامی که در اقدامی ناجوانمردانه در تلاش جهت استیضاح وزیر علوم «فرجی دانا» هستند آنهم بجرم افشای اسامی افرادی از آقا زاده های وابسته به حکومت که به ناحق از اعتبارات این وزارت خانه بورسیه تحصیلی گرفته اند. که در آن میان نماینده ای از استان هرمزگان نیز بچشم میخورد. امید است مردم این استان و استانهای دیگر این موارد را مثل همیشه فراموش نکرده و در پرونده ایشان لحاظ نموده تا در انتخابات بعدی مجلس شورای اسلامی اسیر شعارهای عوامفریبانه این کاندیداها نشده و فریب نخورند.

1- سید محمود نبویان نماینده تهران 2- زهره طبیب زاده نوری نماینده تهران 3- عبدالله سامری نماینده خرمشهر 4- سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی نماینده مشهد 5- سید ناصر موسوی لارگانی نماینده فلاورجان 6- محمد سلیمانی نماینده تهران 7- عطاءالله سلطانی صبور نماینده رزن 8- حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان 9- محمدرضا آشتیانی عراقی نماینده قم 10- سلیمان عباسی نماینده گنبد کاووس 11- علی اکبر ناصری نماینده بابل 12- احمد سالک نماینده اصفهان 13- حسین آذین نماینده رفسنجان و انار 14- اسماعیل کوثری نماینده تهران 15- فاطمه آلیا نماینده تهران 16- سید مرتضی حسینی نماینده قزوین، آبیک و البرز 17- قاسم جعفری نماینده بجنورد، مانه، سملقان، جاجرم و گرمه 18- علیرضا سلیمی نماینده محلات و دلیجان 19- عباس مقتدایی نماینده اصفهان 20- کمال علیپورخنک داری نماینده قائم شهر، سوادکوه و جویبار 21- موسی غضنفرآبادی نماینده بم، ریگان، فهرج و نرماشیر 22- محمدرضا امیری نماینده کهنوج 23- مفید کیانی نژاد نماینده ساوجبلاغ، نظرآباد و طالقان 24- محمدحسن آصفری نماینده اراک، کمیجان و خنداق 25- علی علیلو نماینده شبستر 26- محمد جواد نظری مهر نماینده کردکوی، ترکمن، بندرگز و گمیشان 27- سید علی محمد بزرگواری نماینده کهگیلویه و بهمئی 28- محمد صالح جوکارنماینده یزد و صدوق 29- علیرضا منظری توکلی نماینده بافت و رابر 30- سید علی طاهری نماینده گرگان 31- ابوالقاسم جراره نماینده بندرعباس، قشم، ابوموسی، حاجی آباد و خمیر 32- ناصر سودانی نماینده اهواز 33- علی اصغر زارعی نماینده تهران 34- نصرالله پژمانفر نماینده مشهد 35- ابراهیم آقامحمدی نماینده خرم آباد 36- سید مسعود میرکاظمی نماینده تهران 37- عبدالکریم جمیری نماینده بوشهر 38- حلیمه عالی نماینده زابل 39- احمد آرایی نژاد نماینده ملایر 40- بهرام بیراوند نماینده بروجرد 41- علیرضا زاکانی نماینده تهران 42- بیژن نوباوه وطن نماینده تهران 43- سید حسین نقوی نژاد حسینی نماینده ورامین 44- حبیب آقاجری نماینده بندرماهشهر، امیدیه و هندیجان 45- الیاس نادران نماینده تهران 46- حسینعلی حاجی دلیگانی نماینده شاهین شهر، میمه و برخوار 47- احمد بخشایش اردستانی نماینده اردستان 48- مرتضی آقاتهرانی نماینده تهران 49- ابراهیم کارخانه نماینده همدان 50- جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد

۱۳۹۳ مرداد ۱۹, یکشنبه

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی‌ در بیمارستان بستری شد

گوهر عشقی

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی‌ به دلیل استرس و فشار هایی که بر او وارد شده است در بیمارستان بستری شد. اگرچه حال عمومی‌ خانم عشقی‌ مساعد گزارش شده است اما او در مصاحبه با سایت خبری سحام نیوز گفت "از پیش از کشته شدن ستار، هیچ گونه ناراحتى قلبى نداشتم، اما بعداز کشته شدن فرزندم به این بیماری مبتلا شدم."

۱۳۹۳ مرداد ۱۷, جمعه

کارشناس صداوسیما: هر کلیک وایبر از چهار تا بیست سنت کمک به اسرائیل است

 
کارشناس صدا و سیما

نزدیک به 35 سال است  که همواره قابلیتهای علمی و تکنولوژیکی غرب رو زیر سوال بردن و آن را به صهیونیستها مرتبط دونستن و جالبتر اینجاست  که همه جوانب را از دید سیاسی بررسی کرده و فکر میکنند هر چیزی که ساخته میشود حال حتی اگر بسیار هم مفید باشد در جهت براندازی رژیم جمهوری اسلامیست و بعد فنی و ارتباطی اون که نیاز امروز جامعه بشریه رو کاملا نادیده می انگارند.احتمالا پس از اجرای  سیاست تفکیک جنسیتی بدنبال ترویج فرهنگ غار نشینی نیز خواهند بود.  



روزنامه اماراتی «نشنال» خواستار آزادی خبرنگار خود در تهران شد

یگانه صالحی بهمراه همسرش جیسون رضائیان

سردبیر یک روزنامه امارات متحده عربی روز پنجشنبه، ۱۶ مرداد، ابراز امیدواری کرد خبرنگارش در تهران که ماه گذشته به دلایل نامعلوم بازداشت شد هر چه زود‌تر آزاد شود.

یگانه صالحی که به عنوان خبرنگار خارجی برای روزنامه «نشنال» چاپ ابوظبی کار می‌کرد روز ۲۲ ژوئیه همراه با جیسون رضائیان، همسرش، که خبرنگار «واشینگتن پست» در تهران است بازداشت شد.

دو خبرنگار- عکاس که هویت آن‌ها هنوز اعلام نشده است نیز با آنها بازداشت و هم اکنون در زندان به سر می‌برند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، محمدالعتیبه، سردبیر روزنامه «نشنال» در یادداشتی که در صفحه نخست شماره روز پنجشنبه این روزنامه چاپ کرد، گفته که اعتقاد ندارد گزارش‌های خانم صالحی رویکردی ضد ایرانی داشته و وی با مسائل حساس امنیتی سر و کار داشته است.

سردبیر نشنال از خانم صالحی به عنوان خبرنگاری با «مهارت بالا» یاد کرده و گفته که گزارش‌های او به حکومت ایران کمک کرده است و این امکان را فراهم نموده که چشم اندازی از ایران به همسایگانش در خلیج فارس ارائه کند.

العتبیه تصریح کرد: «ما امیدواریم که با یگانه خوش رفتاری شده و او به زودی آزاد شود. ما خواستار بازگشت او به کاری هستیم که به خوبی از عهده‌اش بر می‌آید: گزارش درباره کشوری که عاشق آن است».

نشنال یک روزنامه انگلیسی زبان است که مالک آن، امیرنشین ابوظبی است. خانم صالحی از ژانویه امسال به طور منظم برای این روزنامه کار می‌کرده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران بازداشت خانم صالحی و سه خبرنگار آمریکایی را تایید کرده‌اند ولی هنوز دلیلی برای دستگیری آنها ارائه نداده‌اند.

یگانه صالحی شهروند ایران است و برای دریافت گرین کارت آمریکایی اقدام کرده است. جیسون رضائیان دارای تابعیت ایرانی- آمریکایی است ولی ایران گفته که تابعیت آمریکایی وی را به رسمیت نمی‌شناسد.

روزنامه آمریکایی واشینگتن پست نیز خواستار آزادی خبرنگار خود و سایر بازداشتی‌های ماه گذشته در ایران شده است.


۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

تحلیل روند انتخاب نماینده درانتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستانهای بندرلنگه، بستک و پارسیان از نگاه صدای هرمزگان:

مجلس شورای اسلامی


تاریخچه:
9 دوره انتخابات محلس شورای اسلامی تا به امروز برگزار شده که به همراه اسامی نمایندگان مجلس در حوزه انتخاباتی بنندرلنگه-بستک-پارسیان(گاو
بندی سابق)عبارتند از:

دوره اول:24/12/1358 - بدون نماینده
دوره دوم: 26/01/1363 - گرشاسبی طالقانی
دوره سوم: 19/01/1367 - سید عبدالله حسینی
دوره چهارم: 21/01/1371 - سید عبدالله حسینی
دوره پنجم:18/12/1374 - سید عبدالله حسینی
دوره ششم: 07/03/1379 - سید عبدالله حسینی (67٪ اصلاح طلب-15٪ اصولگرا-15٪ اعتدالگرا)
دوره هفتم: 01/12/1382 - سید عبدالله حسینی
دوره هشتم: 24/14/1386 - احمد جباری اصولگرایان اکثریت
دوره نهم: 12/12/1390 - احمد جباری اصولگرایان اکثریت

انتخابات در این سه شهرستان در وهله اول براساس مذهب کاندید سنجیده میشود و نه عملکرد و شایستگی او. از ابتدا هرگاه که نام کاندیدی مطرح میشده اولین جمله ای که ذهن هر فردی را به خود مشغول میکند مذهب کاندیدست و بطور خلاصه میتوان گفت که انتخابات در این شهرستان تنها مذهبیست و حساسیت به این موضوع و علت آن نیز برمیگردد به اختلافات شیعه و سنی و جنگ خونینی که در ابتدای انقلاب اسلامی توسط افرادی مسلح که از شهرستانهای لامرد (شیعه مذهب) و ... به سوی این شهرستان روانه و هجوم آوردند و به مساجد اهل سنت و مردم تاختند و افراد زیادی کشته و یا مجروح شدند و و بدنبال آن نیز اهل سنت به عمل متقابل پرداخته و نزاعی خونین درگرفت. با توجه به اینکه افراد با مذهب شیعه بیشتردر این شهرستان نسبت به دو شهرستان دیگر( بستک و پارسیان ) پراکنده شده اند عموما حوزه انتخاباتی نماینده شیعه با مرکزیت آن و همچنین فعالیت منسجم تر در این شهرستان بچشم میخورد. سالیان درازیست که شیعیان در این شهرستان بدنبال گرفتن کرسی نمایندگی در مجلس شورای اسلامی هستند اما از ابتدای دوره سوم تا به امروز که چندین دوره انتخاباتی برگزار شده موفق به این کار نشده اند بدلایل مختلفی که در ادامه به آن پرداخته میشود.
امام جمعه شیعیان ( رکنی ) در بین شیعیان این شهرستان ، فرد صاحب نفوذ و با نقش تعیین کننده ای در انتخاب، تایید و معرفی نهایی کاندید شیعه جهت حمایت و اخذ رای میباشد و شیخ امینی ( اهل سنت ) نیز فرد صاحب نفوذیست در میان اهل سنت در این شهرستان و بخش مرکزی. تجربه نشان داده که تابحال هیچ فرد بومی از شهرستان بندرلنگه نتوانسته حمایت کافی از طرف افراد صاحب نفوذ در این شهرستان را بدست آورد و آنهم بدین دلیل است که بندرلنگه همواره دنبال کننده بوده در بین دوشهرستان دیگر و نه پیشرو.همانگونه که مشاهده میکنیم از دوره سوم تا دوره هفتم که پنح دوره انتخابات میباشد یک فرد خاص ازشهرستان بستک به مجلس راه پیدا میکند ( سید عبدالله حسینی ) وهمواره مذهبیون اهل سنت بر این اعتقاد بودند که این فرد بهترین گزینست جهت نمایندگی نه بدلیل شایستگی بلکه به این دلیل که ایشان بعد از اینهمه سال که در این کرسی نشسته اند صاحب نفوذ شده و میتواند کارهای بسیاری انجام دهد که دیگران از عهده آن برنمی آیند که امروزه این سخنی بسیار واهی است چراکه فعالیت یک فرد در قالب توانایی و شایستگی فرد هم از لحاظ علمی و هم بر مبنای روحیات طلب کنندگی و تلاش مضاعف او در جهت دفاع از حق مردم در مجلس سنجیده میشود و نه بدلیل اینکه سالهایی متمادی در مجلس حضور داشته ولو اینکه بر روی کرسی نماینده در حال چرت زدن باشد. سالهای متمادی برای مردم این منطقه نسخه پیچیدند و حاضر به تغییر این روند نبوده و راه را برای حضور نیرویی جوان با ایده و انگیزه نو بسته بودند علارغم اینکه کاندیداهایی بسیار شایسته با اهداف و آرمانهای ارزشی به میدان آمدند آما متاسفانه مذهبیون که قدرت زیادی در این منطقه دارند حمایت نکرده و به مانند مادری عمل نمودند که از ترس زمین خوردن بچه اش هیچ وقت او را به زمین ننهاده و همواره در بغل میگیرد.

بر خلاف افکار مردم بندرلنگه و مذهبیون این شهرستان ، که تعصبی بر بومی بودن نماینده ندارند که لزوما نماینده باید برخاسته از اهالی این شهرستان باشد وهمواره دنباله رو بوده ، شهرستان بستک بالعکس عمیقا نسبت به این قضیه تعصبی برخورد نموده و با توجه بعه اینکه حضور شیعیان در این شهرستان بسیار کمرنگ و شاید بسیارناچیزاست ( رقابت مذهبی کمتر دیده میشود ) و همچنین با توجه به اینکه این شهرستان روستاهای زیادی را در قلمرو خود دارد که طبیعتا میتواند در آمار رای گیری بسیار مفید باشد تابحال توانسته هر نماینده ای که از ابتدا تابحال به مجلس شورای اسلامی راه یافته از بین نمایندگان برخاسته از این شهرستان باشد. در مقابل، شهرستان پارسیان نیز علارغم اینکه در دوره های مختلف کاندیداهایی را معرفی نموده اما همواره مغلوب جمعیت بستک و همراهی اهل تسنن شهرستان بندرلنگه و بخش مرکزی و کیش با رقیب انتخاباتی اش شده علارغم اینکه در دوره هایی حمایت شیعه را نیز بهمراه داشته، و این نشان از اهمیت شهرستان بستک و بخش مرکزی بندرلنگه ( بغیر از بندرلنگه ) که نقش تعین کننده ای در تعیین نماینده دارد.

در دوره های مختلفی و شاید تمانی دوره ها به استثنای دوره هشتم و نهم شیعیان کاندیداهایی را معرفی کردند. اما در پایان دوره هفتم انتخاباتی که 7 نماینده اهل سنت در مقابل 1 نماینده شیعه قرار گرفتند و بر این خیال بودند که با تفرق آراء اهل سنت، برنده انتخابات خواهند بود با شگرد مذهبیون اهل سنت و حمایتشان از کاندید سابق مجلس و نفوذشان در شوراهای شهر و روستا، آراء اهل سنت را فقط به این کاندید مجاز دانسته و برای پنجمین بار اورا روانه مجلس نمودند تا این نماینده بتواند 4 سال دیگر در مجلس بر روی صندلیش که البته اگر در صحن مجلس حضور پیدا کند به چرت زدن مشغول گردد و بدین طریق چون شیعیان برای چندمین بار نتوانستند کرسی مجلس را با توجه به تقسیم آرای اهل سنت بدست آورند به فکر جایگرین نمودن راهی دیگر بجای رقابت رو در رو افتادند.در پایان این دوره آنها پذیرفتند که قادر به رقابت با اهل سنت نیستند و نخواهند بود با توجه به بافت منطقه ای که اکثریت آن اهل تسنن است پس بناچار رضایت دادند که دیگر کاندیدی معرفی نکنند اما بتوانند نماینده ای از اهل سنت به مجلس بفرستند که مورد تایید آنها و همسو با اهداف آنها باشد و گرایش و توجه ویژه ای به خواسته های آنها داشته باشد و از چنین فردی حمایت نمایند که در دوره 8 و 9 نیز موفق به انجام این مهم شدند.

نویسنده این مقاله از طرفداران هیچکدام از دو نماینده ای که تابحال به مجلس شورای اسلامی راه یافته اند نیست اما نماینده سابق مجلس ( سید عبدالله حسینی ) بدلیل دفاع ننمودن و سکوت بیش از حدشان در مجلس و یا بسیار ناچیز بودن میزان حمایتشان از حق مردم این منطقه با توجه به حضور 20 ساله اش در مجلس و گرایش ایشان به افراد خاص و ثروتمندان منطقه جهت همراهی در اخذ رای در دفعات قبل و آتی ( که موفق هم بودند اگر بغیر از این بود 20 سال به مجلس راه پیدا نمیکرد) و نه عموم مردم که از قشر متوسط یا ضعیف بودند مورد انتقاد است . اما نماینده 8 سال اخیر ( احمد جباری ) مورد انتقاد بسیار است زیرا علاوه بر بی توجهی به بسیاری ازمشکلات مردم و ...... همچنین قرار گرفتن در احزاب سیاسی ناکارآمد ومخالف افکار اکثریت مردم ، علارغم شعارهای دروغینش، اصول اخلاق را هم زیر پا گذاشته و در مقابل قشر عظیمی از مردم نه تنها این سه شهرستان بلکه همه ایرانیان قرار گرفته است. این نماینده، روزی از طرفداران دولت احمدی نژاد بود و ایشان را پس از انتخابات بحث بر انگیز سال 88 به عنوان فردی مکتبی، ارزشی، شجاع و مقتدر خطاب نموده و پیشنهاد مینماید روز 22 بهمن سال 88 را به عنوان روز " دفع فتنه " در روزشمار و تقویم ایران ثبت نمایند حال آنکه میبایست بعد از آنهمه درگیری و تقلب در انتخابات که مردم آزادیخواه ایران جهت گرفتن حقشان به خیابانها ریختند همسو با مردم و در جبهه مردم قرار میگرفت و یا حداقل اگر نمیتوانست حمایتی انجام دهد سکوت اختیار میکرد نه اینکه به مردم پشت نموده و همسو با اربابانش قرار گیرد که مردم را خس و خاشاک و حرکت مردمی جهت احقا حقشان را به فتنه تعبیر مینمودند.

هدف از نوشتن این مقاله تغییر این فرهنگ اشتباه قدیمی و سنتی انتخاب نماینده در سه شهرستان مذکور است. در انتخابات پیش رو در سال 995-94 بسیار محتمل است که ایشان یکی از طرفداران پرو پا قرص دولت یازدهم ( دولت تدبیر و امید ) باشند و خود را نماینده حزب اعتدال معرفی نمایند که با توجه به سوابق ایشان دروغی بسیار بزرگ خواهد بود. متاسفانه تشنگان قدرت، در قالب این نظام حکومتی، از این طیف حرکتها و مصلحت اندیشیها بسیار نشان میدهند. باشد که مردم آگاه باشند و فریب فریبکاران را نخورند.

شهرستان بندرلنگه و حومه:
بخش مرکزی ( بندرلنگه - بندرکنگ و حدود 30 روستا )
بخش شیبکوه ( بندرچارک و حدود 41 روستا )
بخش کیش ( 3 جزیره و حدود 3 روستا )

شهرستان بستک:
بخش مرکزی (بستک – گوده – دهتل - فتویه و بیش از 40 روستای بزرگ وکوچک)
بخش کوخرد(کوخرد و هرنگ و بیش از 3 روستا)
بخش جناح (جناح و فرامرزان و کمشک و بیش از 3 روستا)

شهرستان پارسیان:
بخش مرکزی (پارسیان و 19 روستا بزرگ وکوچک)
کوشکنار(کوشکنار و 10 روستا)

نویسنده : صدای هرمزگان


۱۳۹۳ اردیبهشت ۹, سه‌شنبه

نقد سخنان فرماندار بندرعباس ( احمد مرادی ) و فرمانده نیروی انتظامی هرمزگان ( سردار رضا محمدی یگانه ) در مورد شایعه و بی اساس خواندن قتلهای اخیر و همچنین وجود نا امنی در بندرعباس توسط پیج صدای هرمزگان

هرمزگان
در تاریخ 1393.02.08 مطالبی در روزنامه های ندای هرمزگان و صبح ساحل منتشر شد با هدف مقابله با آنچه در روزهای اخیر در فضاهای مجازی در رابطه با انعکاس حوادثی که نشانگر عدم وجود امنیت در بندرعباس است، اطلاع رسانی عمومی شده بود.
فرماندار بندرعباس اتفاقات اخیر را شایعه دانسته و اذعان نمودند امنیت در بندرعباس مطلوب و موضوع افزایش قتلها شایعاتی بیش نیست و تهدید نموده کسی به این شایعات دامن نزند. از طرفی فرمانده نیروی انتظامی استان نیز تهدید نموده بدنبال عاملین و منشاء انتشار این پیامک ها و مطالب درج شده در فضای مجازیست و همچنین ادعا نموده که از ابتدای سال جدید تا به امروز تنها دو قتل رخ داده است.

آنچه که مسلم است، یا این آقایان علم آمار سرانگشتی را نمیدانند که بعید است و یا مردم را آنقدر ساده لوح دانسته که همچین مطالبی را در روزنامه های تحت تسلط خودشان مطرح می نمایند و انتظار پذیرش دارند. ما همواره شاهد بودیم و هستیم که مسئولین استان جنبه هیچگونه انتقادی را نداشته و عادت کرده اند به سرکوب و برخورد و ایجاد فضای خفقان که کسی جرات بیان حقایق را نداشته باشد. در این موضوع ما خود نیز مقصریم و فضای اینگونه طرز تفکر را به مسئولین داده ایم از استانداریها گرفته ، نیروهای انتظامی و حتی نمایندگان مجلس.

ای آقای فرمانداری که ادبیاتتان بوی خشونت و تهدید میدهد بدانید که این مردم بر عملکرد شما ناظرند و بازتاب عملکردتان را مطرح می نمایند چه فرقی میکند که در فضای مجازی باشد یا حقیقی، مهم آن است که شما مورد انتقادین. هرگاه فضای حقیقی تنها در انحصار شما باشد بناچار در فضای مجازی مطرح میشود. آیا واقعا انتظار دارین مردم با توجه به اتفاقات اخیر ، وجود امنیت را در سطح شهر باور نمایند؟ آیا این توهینی به عقل و خرد مردم این منطقه نیست؟! که با چشمان خود می بینند و میشنوند ضجه مورد آزار دیده شدگان را. آیا این دروغی بزرگ نیست که شما شهر را امن جلوه دهید حال آنکه چنین نیست. آری شما کاملا در امان هستید هم درب منزلتان و هم در محل کارتان با آنهمه محافظ، کمی خود را بجای مردم گذاشته و از شعارهای عوامفریبانه حذر نمایید. کسی بر خلاف امنیت ملی سخی نمیراند. سخنمان در جهت توجه شما به نا امنی شهرمان است همین و بس.

آقای فرمانده نیروی انتظامی استان، شما نیز که با زبان تهدید بدنبال دستگیری انتشار دهندگان به قول خودتان شایعات در فضای مجازی هستید بهتر نیست بجای صرف اینهمه وقت و هزینه در جهت مقابله با حقیقت، گشتی تو شهر بزنید و وقتتان را جهت ایجاد امنیت در شهر اختصاص دهید؟ شما روزنامه های ندای هرمزگان، صبح صاحل و.... را دارید و در آنجا نکته نظراتتان را تحمیل می نمایید دیگران هم فضای مجازی. بهتر نیست علاوه بر ارتقا و ترفیع درجه و اضافه نمودن ستاره ها بر شانه های مبارکتان کمی نیز جنبه فکری و ظرفیت پذیرش انتقاداتتان را مرتفع نمایید و بجای زبان تهدید و خشونت احساس مسئولیت بیشتری نمایید و به خواسته های مردم که همانا امنیتی در خور این منطقه است توجه بیشتری نمایید؟

مسئولین استان باید بدانند در هر پست و مقامی که هستند همواره ناظرینی بنام مردم دارند و این را لازم است به عنوان اصلی از اصول شهرنشینی در جامعه مدرن امروزی با مدنیت مشخص بپذیرند نه اینکه با سخنانشان فضای ارعاب ایجاد نموده که مردم باید مطیع شما و در چهارچوبی که شما مشخص میکنید حرکت نمایند. همه تابع قانونیم اما سخنان شما نقض صریح قانون است. استان هرمزگان و بندرعباس متعلق به همه مردم و بومیان این منطقه است از پدر به شما به ارث نرسیده که خط و نشان میکشید. اگر مطالبی که در فضای مجازی انتشار یافته و شما آنها را انکار کرده وشایعه میدانید در عمل آن را ثابت نمایید و گرنه تکذیب کردن حقیقت کار هر موجود بی خردی میتواند باشد. اگر شایعه است پس چرا همه از نا امنی نالیده و هر روز حادثه و خبر ناگواری شنیده میشود. اگر شایعست پس چرا فردی که به همان شیوه در حال زورگیری بود در شهرک الهیه و طلائیه در بلوار امام حسین توسط مردم در زمان ارتکاب جرم دستگیر شد؟ در آن زمان ماموران امنیتی شما کجا تشریف داشتند؟ اگر آن جوانان فرد شرور را دستگیر نمیکردند باز هم جنایتی بر جنایتها افزوده میشد و شما نیز طبق معمول انکار میکردید. پس اینها شایعه نیست بلکه شما هستید که دروغگویی ناشی هستید که مردم را ابله فرض نموده و ناظر نمیدانید!!! آمار جنایت و نا امنی در شهر بندرعباس و استان بالاست به نسبت جمعیت و شما مسئول حفظ جان مردم و ایجاد فضای آرام و سالم هستید با امنیت کامل نه امنیتی کردن محیط زندگی مردم و تهدید به بستن راههای انتقاد بر خود که این نشانه ضعف هر مسئولیست که مبادرت به اینکار مینماید همانگونه که تابحال شاهد این وقایع بوده ایم.

امیدواریم که همه مردم فهیم استان از حرفهای پوچ و آمارهای ناصحیح و دروغ مسئولین که همانا بمانند یک عادت در آمده است آگاه و همواره خاری در چشمان مسئولین بی مسئولیت باشند و با نظارت خود آنها را مجاب به انجام کامل وظیفه محوله و یا واردار به استعفاء نمایند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۷, یکشنبه

خامنه‌ای و افزایش جمعیت؛ «امپراتوری شیعه» یا «توجیه اقتصادی»


رهبر جمهوری اسلامی به دنبال ایرانی است که حداقل ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشد. علی خامنه‌ای در ماه‌های اخیر به طور مداوم بر افزایش جمعیت کشور تاکید کرده است. به نظر او، افزایش جمعیت به افزایش قدرت ایران می‌انجامد.

این سیاست چنان اهمیتی برای آقای خامنه‌ای دارد که در یک اتفاق کم‌نظیر، خود را نیز در متوقف نکردن برنامه‌های کاهش جمعیت ایران از اواسط دهه ۱۳۷۰ مقصر معرفی کرده و از خدا خواسته تا او را به خاطر این تقصیر ببخشد.

همزمان با رهبر جمهوری اسلامی، تعدادی از روحانیون ارشد شیعه در ایران نیز خواستار افزایش جمعیت کشور شده‌اند اما دلیل آنها برای این مسئله با آنچه آقای خامنه‌ای در ظاهر بیان می‌کند، متفاوت است.

برخی روحانیون شیعه نگران کاهش جمعیت شیعیان در ایران و افزایش جمعیت اهل سنت هستند.

جعفر سبحانی، از مراجع تقلید حامی حکومت در شهر قم، یکی از این روحانیون است.

او با انتقاد از سیاست کاهش جمعیت در کشور، «از بین بردن اکثریت مطلق جمعیت شیعی در تمام شهرهای ایران» را یکی از «برنامه‌های سعودی‌ها و وهابیت» عنوان کرده است.

آقای سبحانی گفته که «ترویج کاهش جمعیت و میزان تولد در کشور از هر نقطه‌ای که شروع شد، درست نبود» و هشدار داده که «اگر به این منوال پیش برویم و از این مسایل غافل باشیم، ۴۰ سال بعد به اشتباه امروز خود پی می‌بریم که آن روز دیگر توازن جمیعتی شیعیان نسبت به گروه‌های دیگر به شکل فعلی نیست.»

ناصر رفیعی، یکی از اساتید حوزه علمیه قم هم از «نگرانی مراجع عظام تقلید و علما نسبت به کاهش جمعیت شیعه» در کشور خبر داده است.

به گفته آقای رفیعی، در سال تحصیلی ۹۲-۹۳ کشور و در پایه اول ابتدایی، جمعیت دانش‌آموزان شیعه و سنی «برابری می‌کرد.»

او در عین حال از اینکه «در یکی از شهرهای آذربایجان این جمعیت ۷۰ به ۳۰ بوده است»، به عنوان یک «خطر جدی» نام برده و هشدار داده که «در بعضی از شهرهای اهل سنت، جمعیت خانواده به صورت ۴ همسر و ۴۰ اولاد است.»

هفته‌نامه شما، ارگان رسمی حزب پرنفوذ موتلفه اسلامی هم در زمستان ۱۳۹۰، با انتقاد شدید از مخالفان سیاست‌های افزایش جمعیت کشور، هشدار داد که «رشد جمعیت شیعی کشور امروز از ۱/۸ درصد به ۱/۶ درصد تقلیل یافته در حالی که رقم رشد جمعیت در میان غیرشیعیان حدود ۷ درصد است».

این هفته‌نامه نوشته بود که این نرخ رشد و کاهش جمعیت بدین معنی است که «جمهوری اسلامی ایران ۲۰ یا حداکثر ۳۰ سال دیگر شیعه نخواهد داشت.»

«بنا بر توجیه اقتصادی»

این در حالی است که هیچ کدام از این آمار و ارقام توسط نهادهای رسمی ایران به طور عمومی منتشر نشده‌اند.

اما در هر صورت، چنین مسئله‌ای در صورت وقوع برای حاکمان کشوری که از حدود ۵۰۰ سال پیش تاکنون، داعیه رهبری شیعیان در جهان اسلام را داشته، می‌تواند مانند یک کابوس باشد.

با وجود این، مهدی خلجی، پژوهشگر موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، معتقد است که اصرار حکومت ایران و شخص رهبر جمهوری اسلامی به افزایش جمعیت کشور، همانگونه که خود او گفته، بنا بر «توجیه اقتصادی» صورت می‌گیرد و انگیزه‌های «عقیدتی» ندارد.

آقای خلجی به رادیو فردا می‌گوید: «در موارد اینچنینی دولت جمهوری اسلامی و در رأس آن آیت‌الله خامنه‌ای، به نیازهای خیلی واقعی و ملموس بیشتر توجه می‌کنند تا حساسیت‌های مذهبی روحانیون سنتی که معمولا هم با آقای خامنه‌ای اختلاف نظرهای جدی در مسائل مختلف دارند.»

مهدی خلجی هم در حوزه علمیه قم درس خوانده و هم در دانشگاه سوربن پاریس. او در زمینه الاهیات و سیاست اسلامی و مسائل شیعیان در خاورمیانه و جهان اسلام تحقیق می‌کند و نویسنده کتابی با عنوان «نظم نوین روحانیت در ایران» بوده است.

او معتقد است که «نگرانی روحانیان در مورد کاهش جمعیت امر جدیدی نیست.»

«روحانیت سنتی از ابتدا هم مخالف برنامه‌های جمهوری اسلامی برای کاهش جمعیت پس از پایان جنگ با عراق بود. حتی کسانی مثل آقای حسینی تهرانی که از علمای مشهد بود، کتابی علیه طرح دولت برای کاهش جمعیت نوشت. ولی این مخالفت‌ها باعث نشده که جمهوری اسلامی برای سال‌های زیادی، طرح‌های مختلفی را برای کنترل جمعیت دنبال نکند.»

آقای خلجی در پاسخ به این پرسش خود که «اما آیا اینکه نگرانی الان روحانیون در این باره در تصمیم حکومت ایران برای افزایش جمعیت تاثیرگذار است؟»، پاسخ «نمی‌دانم» می‌دهد.

این تحلیلگر مسائل ایران می‌گوید: «گرایش‌های ضد سنی همیشه در بخش‌های سنتی روحانیت شیعه وجود داشته است. تا مدتی که آقای خمینی زنده بود، این صدا‌ها زیاد شنیده نمی‌شد. بعد از فوت او که آقای خامنه‌ای آن موقعیت خیلی قوی فقهی و مرجعیت را نداشت، صدای یک سری از مراجع و آیت‌الله‌ها بلند شد و خواستار برخورد دولت با اهل سنت شدند. سنی‌ستیزی در قم و مشهد در سال‌های رهبری آقای خامنه‌ای خیلی آشکار‌تر از قبل شده است.»

به گفته مهدی خلجی، روحانیت سنتی «با هفته وحدت، جمع کردن مراسم عمر کشون و ترک لعن خلفا مخالف است» اما او اعتقاد دارد که «این‌ها سیاست جمهوری اسلامی نیست.»

«سیاست جمهوری اسلامی به هیچ وجه عقیدتی نیست، سیاست جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است. در هر جا که دفاع از عقاید سنتی شیعه، مخل استقرار و کارآمدی حکومت باشد، جمهوری اسلامی از آن دفاع نمی‌کند و آنها را کنار می‌گذارد. به همین خاطر است که جمهوری اسلامی به اهل سنت و حتی اقلیت‌های مذهبی دیگر آزادی‌هایی داده که اگر می‌خواست بر مبنای فقه و الاهیات شیعه عمل کند، نباید این آزادی‌ها را می‌داد.»

«یک رسالت تاریخی»

اما اگر حکومت ایران به این نتیجه رسیده باشد که سیاست افزایش جمعیت کشور نه تنها آنگونه که آقای خلجی می‌گوید، مخل کارآمدی‌اش نباشد بلکه تقویت کننده آن هم باشد، چطور؟

آیا افزایش جمعیت ایران می‌تواند اهرمی برای برنامه‌های بلندپروازانه رهبران جمهوری اسلامی در منطقه باشد؟

آنهم در شرایطی که عربستان سعودی، به عنوان مهم‌ترین رقیب منطقه‌ای ایران و داعیه‌دار رهبری اهل سنت در جهان، با افزایش شدید جمعیت در ۲۰ سال گذشته روبرو بوده و ترکیه، مصر و پاکستان، سه کشور پرقدرت دیگر منطقه نیز صد‌ها میلیون اهل سنت را در خود جای داده‌اند.

سعید بشیرتاش، تحلیلگر مسائل ایران در بروکسل، رهبر جمهوری اسلامی را «جزو اقلیت انقلابی در میان روحانیان شیعه» می‌داند که «یک رسالت تاریخی برای خود قائل است.»

آقای بشیرتاش به رادیو فردا می‌گوید که «این رسالت تاریخی» چیزی جز تشکیل یک «امپراتوری شیعه» نیست و آقای خامنه‌ای برای رسیدن به این هدف «اساسا به نیاز‌ها و ضعف‌های اقتصادی و زیست بومی ایران توجهی ندارد.»

سعید بشیرتاش می‌افزاید: «خامنه‌ای ایدئولوژیک فکر می‌کند و یک رسالت تاریخی برای تشکیل امپراتوری شیعه برای خود قائل است. او این امپراتوری را در تقابل و تضاد با نظام سلطه یا‌‌ همان تمدن و فرهنگ غربی می‌داند. به نظر خامنه‌ای، ایران با ۱۵۰ میلیون جمعیت یک کشور مقتدر‌تر است که می‌تواند نقش مهم‌تری در سیاست‌های منطقه‌ای بازی کند.»

سعید بشیرتاش، تحلیلگر مسائل ایران و پژوهشگر مسائل تاریخی است. از او مقاله‌های متعددی در تحلیل نگاه رهبر جمهوری اسلامی به مسائل منطقه‌ای و موضوع هسته‌ای ایران در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است.

به اعتقاد آقای بشیرتاش، جمهوری اسلامی و هر دو رهبر آن از ابتدا تاکنون، خود را «نماینده نهضت جهانی اسلام دانسته‌اند و به همین خاطر هم هست که خود را به شیعیان لبنان خیلی نزدیک‌تر از غیر شیعیان ایران می‌بینند.»

او می‌گوید: «موقعی که خامنه‌ای از گذر از گردنه حساس تاریخی حرف می‌زند، در ذهن خود به دنبال تشکیل یک امپراتوری شیعه است. او برای این کار الگوی شوروی را در نظر دارد. کشوری با توان بالای نظامی، موشکی و اتمی اما ضعیف از نظر اقتصادی.»

قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، واحد عملیات برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از نزدیک‌ترین و مورد اعتماد‌ترین فرماندهان نظامی در نزد رهبر جمهوری اسلامی است.

سایت‌ها و خبرگزاری‌های ایران از آقای سلیمانی به عنوان بازوی اجرایی سیاست‌های حکومت ایران در لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و دیگر مناطق مهم خاورمیانه نام می‌برند.

او در یک سخنرانی در ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ گفته که «جمهوری اسلامی، مرجعیت سیاسی شیعه» است و خواستار «احیای شیعه» در منطقه با «مرجعیت ایران» شده است.

قاسم سلیمانی گفته که «این قطبیت، قدرت عظیم سیاسی، امنیتی و اقتصادی به ایران می‌دهد.»

او تعریف خود از هلال شیعی را «اقتصادی» بیان می‌کند: «اینکه می‌گویند هلال شیعی؛ هلال شیعی که سیاسی نیست. هلال شیعی هلال اقتصادی است. مهم‌ترین مسئله اقتصادی جهان نفت است. ما می‌دانیم سه کشور ایران، عربستان و عراق بیشترین نفت جهان را دارند. عربستان اول و ایران و عراق دوم و سوم هستند و تقریبا ۷۰ درصد نفت جهان در منطقه شیعه نشین است یا قریب بر ۸۰ درصد در منطقه شیعه ‌نشین است. نفت عراق در همین کریدور بصره و بغداد؛ کویر عربستان ۸۰ درصد نفتش در منطقه شیعه نشین دمام، قطیف قرار دارد. ایران هم که مشخص است.»


۱۳۹۲ اسفند ۲, جمعه

صف قاچاق سوخت (گازوئیل)

لاین قاچاق گازوئیل


در کوهستک واقع در استان هرمزگان ( بعضا ادعا میکنند این عکس متعلق به استان سیستان و بلوچستان است).
در سالهای اخیر قاچاق گازوئیل در بسیاری از شهرهای استان هرمزگان بدلیل مجاورت آن با دریا متداول گردیده و آنهم بدلیل بی توجهی دولت و حکومت به معیشت مردمه. بیکاری و عدم اشتغال جوانان و از طرفی هزینه های سرسام آور زندگی باعث گردیده بسیاری از آنها ( مجرد و متاهل) جذب آن شوند. خطرات بسیاری را به جان میخرند تا بتوانند از پس هزینه های زندگی برایند. البته بد نیست یادی هم از مامورین رشوه بگیری بکنیم که تعداد شونم کم نیست که در این راه درصد سودی نیز نصیب آنها میشود بدون هیچگونه خطر جانی.

محکوم کردن حجاب اجباری (Hijab is not compulsory)




آیا وقت آن نرسیده که چشم بیمار و هرزه را کنترل کنیم و بجای آن از زنانی که بدنبال آزادی و حق اجتماعی خود هستند حمایت کنیم و بجای تمسخر و ایجاد مزاحمت، در ایجاد و نهادینه کردن این حق طبیعی آنها تلاش کنیم.
آخر چرا بعضی از آقایان خود را اینگونه بی جنبه می نمایند که مهر تاییدی بر فشارهای بیشتر حکومتها بر علیه آزادی زنان گردد.!!!!!!!!!


این است طرح حمایت از محرومین ( اخذ سبد کالای ناچیز ) با تصاویر بد در افکار عمومی خارج از ایران !!!!!!!!

بدون شرح



چه کسی مسئول ایجاد صف‌هاي طولاني در كشور و به تبع آن سبب شكل‌گيري تصوير بد در ذهن افكار عمومي خارج از ايران شده آنهم بدلیل كم‌كاري و ضعف اجرايي و مدیریتی جهت ساماندهی؟
گروه سیاسی مشرق – بعد از گذشت نزدیک به شش ماه از عمر دولت یازدهم، اولین طرح اقتصادی دولت برای حمایت از محرومین با انتقادات بسیاری روبه رو شده است. سردرگمی بسیاری از مردم برای اطلاع از نحوه اجرای این طرح، عدم انتخاب صحیح و تبعیض بین مردم و صف های طولانی برای دریافت کالا از انتقادات وارد به این طرح است.

بدون شرح


اما اتفاقی که لزوم پیگیری دقیق و رسیدگی به چگونگی ادامه این طرح را دوچندان می کند، خبر مرگ دو نفر از هموطنان در فروشگاه‌های توزیع سبد کالا و سکته یک جوان هشترودی بعد از شنیدن عدم تعلق گرفتن سبد کالا به وی است.


بدون شرح



روز گذشته پیرمردی هشتاد ساله در فروشگاه رفاه کرمانشاه دچار ایست قلبی شد و جان خود را از دست داد؛ بلافاصله شایعاتی در مورد کشته شدن این فرد به دلیل ازدحام جمعیت در صف توزیع سبد کالا در بین مردم پخش شد؛ در همین راستا حشمت الله کبودی، معاون بازرسی و نظارت سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمانشاه در گفتگو با ایرنا اظهار کرد: متوفی، پیرمردی حدود ۸۰ ساله بوده که دیروز در فروشگاه رفاه دچار ایست قلبی شده و در این مورد هم گواهی تاییدیه پزشکی قانونی کرمانشاه موجود است.
كدام وزير دولتي بايد استعفا دهد؟

وی هرگونه خبر و شایعه در مورد اینکه این فرد در صف دریافت سبد کالای خانوار درگذشته است را رد کرد و گفت: کارت این مرحوم شامل دریافت سبد کالای خانوار نبوده است.

بدون شرح



قبل از این هم خبرهایی مبنی برکشته شدن یک نفر در محله تهرانسر به دلیل ازدحام جمعیت در صف توزیع کالا و سکته یک جوان 25 ساله در هشترود بعد از اطلاع از عدم تعلق سبد کالا به وی منتشر شده بود.

خود قضاوت کنید در کجای این دنیا میتوان همچین صحنه هایی ررا دید بعیر از هند و اتیوپی. آیا واقعا ما باید اینگونه باشیم؟!!!!!!






مقایسه ارزش و احترام پاسپورت ایرانی در قبل و بعد از انقلاب (Comparison Iranian passports value before and after the revolution )

پاسپورت ایرانی قبل و بعد از انقلاب

به نوشته روزنامه اطلاعات در شماره روز پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۵۷ یعنی تنها ۹ ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، مسافرت برای ایرانی‌ها به اروپا جز برای کشورهای اروپای شرقی و سوییس و اتریش، بدون ویزا امکانپذیر بود. مسافران ایرانی برای سفر به کشورهای ایالات متحده آمریکا، آرژانتین، برزیل، پرو، کانادا و همه کشورهای آمریکای لاتین حتما باید ویزا می‌گرفتند. همچنین مسافران ایرانی از میان کشورهای آفریقایی، برای سفر به اتیوپی، مراکش و تونس نیازی به ویزا نداشتند.
تایلند، سنگاپور، فیلیپین، هند، اندونزی، هنگ‌کنگ و ژاپن هم از مسافران ایرانی ویزا نمی‌خواستند. اما ایرانی‌ها برای سفر به کره جنوبی، چین، ویتنام و استرالیا باید ویزا می‌گرفتند.

پاسپورت ایرانی یک ویزای همه‌جایی بود. رنگ و قیافه آن مورد احترام بود.اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خردادماه سال جاری در جمع اعضای ستاد انتخاباتی خود برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ گفت که ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب افتخاراتی داشت که کتمان‌شدنی نیست و ایران کشوری عزیز بود.آقای هاشمی همچنین گفت:«خودم با ماشین همه کشورهای اروپایی را گشته و رانندگی کرده ام. از این کشور به آن کشور که می‌خواستم بروم فقط پاسپورتم را نشان می‌دادم. اما حالا ایران به جایی رسیده که مردم می‌ترسند همسر خودشان را با خود به سفر خارجی ببرند چون به آنها بی‌احترامی می‌شود.»

انقلاب ۵۷ و برنامه صدور انقلاب و رخدادهایی مثل گروگان‌گیری سفارت آمریکا و انفجار در تاسیسات فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها در بیروت و کشف پاسپورت‌های ایرانی نزد عاملین انفجار از سال ۱۳۵۹ به بعد، ارزش پاسپورت ایرانی را به یک‌باره به حد صفر نزدیک کرد.
بعد از انقلاب، رفتار بین‌المللی حکومت ایران هم در منطقه و هم در دنیا، عدم رعایت قوانین بین‌المللی باعث شد که ایران به صدور تروریسم متهم شود و همه این مسایل موجب شد ارزش پاسپورت ایران پایین بیاید.»

لازم به ذکر است که از لحاظ بین‌المللی تا قبل از اینکه گروگان‌گیری رخ دهد، وجهه بین‌المللی ایران چندان بد نبود. یک انقلابی شده بود و برای خیلی از کشورهای غربی جالب بود که انقلاب عظیمی در کشوری رخ داده. اما زمانی که تلویزیون‌های غربی نشان دادند که عده‌ای ایرانی از دیوار سفارت آمریکا بالا می‌روند و چشم‌های گروگان‌های آمریکایی را بستند و به آنها بی‌ادبی کردند، وجهه جمهوری اسلامی کاملا عوض شد و خیلی‌ها در غرب به این نتیجه رسیدند که تندروها انقلاب ایران را بدست گرفتند.»
آقای لیمبرت در پاسخ به این سوال که در زمان محمدرضا شاه پهلوی که در سفارت ایران مشغول به‌کار بود، صدور ویزای آمریکا برای ایرانی‌ها به چه صورت بود، می‌گوید:« در آن زمان ما معمولا ویزای ۴ ساله و کثیرالمسافره به ایرانی‌ها می‌دادیم. پاسپورت ایرانی اعتبار زیادی داشت. ایرانی‌هایی که با ویزای تحصیلی به آمریکا می‌آمدند و توریست‌های ایرانی به اقتصاد ما کمک می‌کردند.»

در دوران احمدی‌نژاد سیاست خارجی ایران بسیار وضعیت وخیمی پیدا کرد. کشورهایی مثل قرقیزستان و ترکمنستان و کشورهای آسیای میانه که با ایران قانون لغو روادید امضا کرده بودند، الزام گرفتن ویزا را دوباره برقرار کردند. در این دوران بخاطر نوع خطاب ایشان، انکار هولوکاست، برخورد با همسایه‌ها، شرکت در مجادلات عراق و افغانستان و سوریه و دخالت در کشورهای همسایه و دور زدن تحریم‌ها، ارزش پاسپورت ایرانی به شدت پایین آمده بود.

وضعیت کنونی:

بر اساس طبقه‌بندی شرکت هنلی و شرکا( شرکت بین‌المللی که در زمینه اقامت و شهروندی فعالیت می‌کند و این شرکت سالانه گزارش‌هایی درباره اعتبار پاسپورت کشورهای مختلف جهان تهیه و منتشر می‌کند که به عنوان معیاری برای میزان اعتبار این کشورها در دنیا شناخته می‌شود.)، در سال ۲۰۱۳، سال گذشته میلادی، پاسپورت ایران از میان پاسپورت ۹۳ کشور جهان از نظر اعتبار در رتبه ۸۶ قرار دارد.

پاکستان، سومالی، عراق و افغانستان در انتهای این جدول هستند.


ببینید پول ملت ایران صرف خوشگذرونی های چه کسانی میشود !!!!!

رضا ضراب و همسرش ابرو

رسانه های ترکیه هر روز ابعاد بیشتری از زندگی و عملکرد رضا ضراب منتشر می کنند.رسانه‌های ترک در ادامه داستان فساد مالی ترکیه و رضا ضراب تاجر ایرانی الاصلی که متهم شماره یک این پرونده است،از هدایای‌میلیاردی ضراب به همسرش «ابرو گوندش» نوشتند.گوندش یکی از معروف ترین خواننده های ترکیه است.

ضراب طی سالهایی که از ازدواجش با این خواننده مشهور می‌گذشت، به مناسبت‌های مختلف ابرو را با هدیه های مختلف شگفت زده می‌کرد. «ویلاهای‌میلیاردی تا خودروهای گرانقیمت» تنها بخشی از هدایایی است که ضراب به ابرو داده است. ابرو پس دریافت اینگونه هدیه ها به رسانه‌ها گفته بوده هدیه بعدی ضراب برای من، سیاره مشتری خواهد بود.

بخشی از این هدایا‌:

اولین هدیه ضراب به ابرو یک ویلا به ارزش یک میلیون یورو در بودروم ترکیه است. همچنین یک ویلا نیز در جمیرا دبی به ابرو هدیه داده است.
ویلای اهدایی در بودروم ترکیه
هدیه بعدی ضراب به ابرو یک خودرو بی‌ام و 607 به ارزش ۵۲۰ هزار تله.اما بی‌ام و تنها خودرویی نبود که ضراب به ابرو تقدیم کرده است. او به ابرو یک جیپ هم هدیه کرده است

خودرو اهدایی ضراب به ابرو گوندش


جت اختصاصی رضا ضراب که از طرف شرکت هواپیمایی به ابرو گوندش داده شده بود نیز در بین این هدیه هاست.این جت تولید سال ۲۰۰۹ محصول آمریکا با ظرفیت ۸ نفر به شماره TC- RZA که اسم اول رضا ضراب است؛قیمت این جت بین ۱۲ تا ۱۶ میلیون دلار اعلام شده است.

جت اختصاصی تولید آمریکا

همچنین سال گذشته ضراب نیز مشهور‌ترین خودرو جهان Aston Martinfi به ارزش ۳۴۰ هزار یورو را به ابرو هدیه کرد.

قایق تفریحی هم یکی از این هدایا بوده است

قایق تفریحی

رضا ضراب همچنین پیش از بازداشت‌اش در یک مورد، یک‌میلیون لیر بابت تابلویی برای هدیه به همسرش ابرو گوندش پول داد. البته برای خرید این تابلو چک داده بود که همزمان با افشای فساد مالی ترکیه شد و که ضراب نتوانست مبلغ چک را پرداخت کند و چک او برگشت خورد. این آخرین هدیه ضراب به ابرو بود که به دست این خواننده مشهور نرسید.

تابلو نقاشی به ارزش یک میلیون لیر

باعث تاسف است که این افراد با پول ملت ایران که با روابط سیاسی و رانت خواری به جیب زده اند اینچنین به عیش و نوش میپردازند.

آخر تا کی سکوت!!!!!!!!!! این مورد هم مثل موارد دیگر به فراموشی سپرده خواهد شد گویا ملت ما مردمان فراموشکاری هستند.


https://www.facebook.com/hormozganvoice?ref=hl


















۱۳۹۲ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

خاطرات گزينش من در اداره كل بازرسي استان هرمزگان


خاطرم مربوط ميشه به سال 90. بم زنگ زدن گفتن پس از بررسيهاي اوليه شما واجد شرايط دعوت به مصاحبه هستين و تشريف بيارين واسه مصاحبه اداره كل بازرسي استان هرمزگان. منم كلي ذوق كردمو پس از ماها انتظار سر و وضعو مرتب كردمو حاضر شدم برم مصاحبه. خيالمم راحت بود كه با فوق ليسانس از دانشگاههاي معتبر خارجي و درجه يك و سالها تجربه كار در شركتهاي معتبر بين المللي و داراي مقالات علمي متعدد در ISI همه اينها باعث شد با اعتماد به نفس در روز مصاحبه حاضر شم. وقتي پامو تو اداره كل گذاشتم (روبروي دانشگاه پيام نور) تازه فهميدم اوضاع از چه قراره. يه لحظه پشيمون شدم كه چرا صورتمو اصلاح كردم اونم دو روز پيش، احساس كردم اگرم قبولم كنن تو اين محيط خيلي سخته كار كردن. از پله ها رفتم بالا ديدم همه جا پرچم سبز ( يا حسين ) رو چسپودن به ديوار و بوي معطر عود و .... تو راه پله ها و سالن پخشه. رفتم پيش منشي و مدير دفتر رئيس گفتم تماس گرفتين اومدم واسه مصاحبه اونم يه نگاه سر تاپام انداخت گفت بفرمائيد بنشينيد. اي كاش ميگفت تشريف ببريد حداقل ميرفتم وقتمو تلف نميكردم و روحيم بهم نميريخت. بعد از اينكه چند نفر رفتن تو اتاق و اومدن بيرون تازه فهميدم كه فقط تنها خودم نيستم كه واسه مصاحبه اومدم اما چرا همه يقه ها بسته ، ريش و سبيل نتراشيده و لباساي باصطلاح حزب اللهي كردن تنشون. تازه فهميدم اي دل غافل ركب خوردم بيخود دلمو خوش كردم اينجا بايد تظاهر كني مومني!!!!. اي واي منو بگو دلم به پشتوانه علميم خوش بود نگو اصلا اينجور جاها جواب نميده و هرچي خنگ تر باشي مناسبتري . علم اينجا كاري از پيش نميبره و به اصطلاح خودمون علم سيخي چند؟؟؟؟؟؟؟. رفتم تو اتاق رئيس ديدم سه نفر در انتظار نشستن كه نسخمونو بپيچن. مدير كل ( عباس مومن آبادي )، يه حاج آقا و يه كارمند ديگه كه لبحنديم به لب داشت. نشستم كلي در مورد تجربيات و مدارك و سوابق توضيح دادم. 

خيلي خسته كننده بود چون هيچكدوم توجه نميكردن و با بي ميلي اصلا گوش نميدادن. اگه يخورده ديگه ادامه ميدادم فك كنم خوابشون ميبرد . سعي كردم ساكت شم بعد حاج آقا پرسيد خوب شما كه مهندسين و ميرين سر پروژه ها سركشي، نماز شكسته رو چه جوري ميخوني. قلبم افتاد زير پام با خودم گفتم ما رو باش داريم از نكات ريز و مهم مديريت پروژه حرف ميزنيم كه يارو بفهمه حاليمونه و ميتونيم به عنوان بازرس فعاليت داشته باشيم. ديد هاج و واج دارم نگاش ميكنم فهميد اوضاع خيلي خرابه و ما شوتيم تو اين مورد. رفت رو سوال بعدي گفت از كي تقليد ميكني يهو ناخوداگاه ياد جمله معروف تقليد كار ميمونه افتادم خواستم بگم كه خدا كمكم كرد از دهنم نپريد. بازم نگاش كردم نفر سومي كه بغل مدير كل نشسته بود داشت پارررره ميشد از خنده ولي جلو خودشو گرفته بود آخه خيلي اعتماد به نفسم بالا بود دليلشم اين بود كه واقعا مسلط بودم رو همه چيز الا اين سوالاي ديني. ازم تشكر كردن حضور آوردم و مجلسشونو غرق شادي كردم و خنديدن بهم. منم موقع رفتن گفتم در هر زمينه اي سوال دارين در خدمتتونم غير از سوالاي ديني. با اين حرفم انگار داشتي به حاج آقا فحش ميدادي. سريع گفت خدافظ منم اومدم بيرون. واقعا چه نتيجه اي ميشه گرفت. بنظر شما من الان بايد بخندم يا گريه كنم. چي بسر ما اومده آخه چرا اين آقايون با آينده ماها بازي ميكنن آخه تا كي.!!!