مبارزه برای حقوق برابر جنسی یا حقوق مدنی برابر برای زن و مرد، بر یک اصل کلی استوار است: قوانین یک جامعه در تعیین حقوق افراد و اعطای مسئولیتها به ایشان نباید بر هیچ ضابطه ای براساس جنسیت، جهت گیری جنسی، نژاد، عقیده، منزلت اجتماعی، میزان ثروت استوار باشد. موضوع قوانین فرد (individual ) است نه شخص (personality). قوانین برای افراد به صرف اینکه عضوی از جامعه هستند تعیین می شود و نه برای اشخاص و براساس نژاد، جنسیت و طبقه آنان.
بسیاری از مخالفین حقوق زنان به خصوص برخی افراد میانه رو در جمهوری اسلامی ادعا میکنند که قوانین برای زن و مرد باید مساوی باشد اما نه مشابه. این گفته بنیادا بر یک مغلطه استوار است. حق چیزی است که به فرد اعطا می شود صرف نظر از جنسیت، نژاد و دیگر خصوصیات شخصی. هرگونه ضابطهای مبنی بر خصوصیات شخصی، حتی اگر منصفانه جلوه کند، نقض حقوق اساسی انسان است چرا که مقدم بر هرچیزی حق به فرد به صرف اینکه عضو جامعه هست اعطا می شود و نه به خاطر دارا بودن خصوصیات یا ویژگیهای خاص.
به همین ترتیب، روز هشتم مارس، که به عنوان “روز زن” نامگذاری شده است، در واقع روز تجلیل از زنان، یادآوری مسائل و مشکلات آنان نیست. این روز، اهمیت مبارزه برای حقوق بشر صرف نظر از جنسیت و تمایل جنسی را یادآوری میکند. به این ترتیب،هم فلسفه وجودی و هم سرنوشت تمامی جنبشهای حقوق مدنی، در یک سطح کلی به هم گره خورده اند و مطالبات همه آنها مصادیق بارز این اصل است که حقوق به افراد اعطا می شود و نه به اشخاص. هیچ ضابطه ای مبنی بر جنسیت، نژاد، باور و طبقه نباید ملاکی برای تعیین حقوق انسانها باشد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
Thank you for your comment